مرا ز دیده چه حاصل مگر به رویِتو دیدن
مرا چه فایده از دل مگر ز جز تو بریدن
مرا ز کفر وز دین بس من و غمِ تو ازین پس
نه لایق است به هر کس محبّتِ تو گُزیدن
وجود تا نسپارد محلِ راز ندارد
هواپرست نیارد به صحبتِ تو رسیدن
ترا به جز تو نداند که عقل خیره بماند
کدام دیده تواند به رویِ تو نگریدن
هدایتِ تو بر آنم کزین برآرد و زانم
به خویشتن نتوانم ز خویشتن برهیدن
دلا حجابِ کدورت مپوش در سرِ صورت
کزین قفس به ضرورت ببایدت بپریدن
به جز بهانه ندانی به جز فسانه نخوانی
چه سود چون نتوانی حدیثِ عشق شنیدن
اگر نه منکر راهی چرا حریصِ گناهی
ز حد گذشت نخواهی عنانِ فسق کشیدن
مگر که توبه پذیرد منزّهی که نمیرد
چو مرگ پای بگیرد چه سود دست گزیدن
ز جهل مست و خرابی هنوز مولعِ خوابی
چنین نجات نیابی ببایدت طلبیدن
چو آن کمال نداری که سر به عجز درآری
شرابِ شوق نزاری نه کارِ توست چشیدن
چو زخمِ خار تحمّل نمیکنی ز پیِ گل
مکن خروش چو بلبل میاز دست به چیدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و درونیات شاعر اشاره دارد. شاعر میگوید که هیچ فایدهای از زندگی و عشق ندارد اگر نتواند محبوب خود را ببیند. او میگوید که عشق واقعی فقط به خود معشوق بستگی دارد و هیچ کس دیگری لایق محبت او نیست. شاعر در تلاش است تا از دنیا و دغدغههایش دور شود و فقط به معشوقش بیاندیشد. او به حجابها و مشکلاتی که مانع رسیدن به محبوبش میشود اشاره میکند و میگوید اگر از خود راضی نباشد، نمیتواند طعم عشق را بچشد. در نهایت، او از خوابی غفلتآور میگوید که باید از آن بیدار شود و به جستجوی معنای واقعی عشق بپردازد.
هوش مصنوعی: به چه دردی میخورد که تو را نبینم، وقتی چهرهات برایم مهمتر است؟ و چه فایدهای دارد که برای کسی دیگر عاشق شوم، در حالی که تنها تو در دل من جای داری؟
هوش مصنوعی: من از کفر و دین بینیازم، غم تو به اندازهای است که دیگر عشق تو را برای هیچکس نمیتوانم برگزینم.
هوش مصنوعی: وجود، تا زمانی که به رازها نپرداخته باشد، ارزش ندارد. کسی که به دنیا و ظواهر آن وابسته است، نمیتواند به گفتگو و ارتباط با تو دست یابد.
هوش مصنوعی: هیچ کس جز خودت نمیداند که عقل انسان چقدر حیرت زده و حیران است؛ چگونه ممکن است چشمی به زیبایی تو خیره نشود؟
هوش مصنوعی: من به هدایت تو امیدوارم، تا از این وضعیت رهایی یابم، زیرا نمیتوانم از خودم و موانع درونیم فرار کنم.
هوش مصنوعی: ای دل، نگذار که ناخالصیها و ناراحتیها چهرهات را بپوشاند. از این قفس موقتی وجودت، باید آزاد شوی و به سمت آزادی پرواز کنی.
هوش مصنوعی: جز بهانهای نداشتهای و جز داستانی نمیخوانی، چه فایده دارد که نتوانی سخن عشق را بشنوی؟
هوش مصنوعی: اگر تو از راهی که درستیاش را انکار میکنی، باز هم به گناه کشانده میشوی و حریص به آن خواهی شد، دیگر نمیتوانی بر کنترل خود مسلط باشی و از انجام کارهای نادرست جلوگیری کنی.
هوش مصنوعی: تنها در صورتی که خداوندی که هیچگاه نمیمیرد، توبه را بپذیرد، چه فایدهای دارد که انسان در برابر مرگ به زانو درآید؟
هوش مصنوعی: به خاطر جهل و ویرانی، هنوز به خواب غفلت ادامه میدهی. اگر میخواهی از این وضعیت رهایی یابی، باید تلاش کنی و به دنبال راه نجات باشی.
هوش مصنوعی: اگر به آن کمال و تعالی دست نیافتهای که از شدت ناتوانی سر به زمین بگذاری، چشیدن شراب عشق و شوق برای تو مناسب نیست.
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی زخمهای خار را تحمل کنی، به خاطر دنبال کردن گل فریاد نزن. مثل بلبل، از چیدن گلها خودداری کن و آرام باش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.