خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیست
جان ندارد که دلش از پی دل داری نیست
هم دم دیو به از مونس خود ، خود بودن
آدمی نیست حقیقت که پری داری نیست
نشود عافیت و عشق مسلّم کس را
هر دو با هم مطلب ، نیست به هم آری نیست
هر کجا نی شکری زهر گیاهی با اوست
هیچ گل نیست که بر دامن او خاری نیست
مار اگر بر سر گنج است چه شاید کردن
گنج بی مار بود نیک مرا باری نیست
یار شایسته ندارد کس وگر دارد نیز
اغلب آن است که بی صحبت اغیاری نیست
من خودم آن روز نخواهم که شب آید بر من
کان شب اندر نظرم تا به سحر یاری نیست
خون بخورده ست نزاری و نخورده ست بری
شاخ عشق است که از عیش بر او باری نیست
عشق بگذار گر آسایش خود می طلبی
زان که در عشق ز آسودگی آثاری نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و دشواریهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق ارزشمندتر از هر چیز دیگر است و بدون آن، زندگی معنا ندارد. او به تضاد میان عشق و آسایش اشاره کرده و میگوید که نمیتوان همزمان عشق ورزید و در آرامش بود، زیرا عشق درد و رنج را به همراه دارد. همچنین، شاعر به تنهایی و دشواریهای یافتن یار شایسته اشاره کرده و روشن میسازد که عشق گاهی با ناامیدی و غم همراه است. در نهایت، او تأکید میکند که اگر کسی به دنبال آسایش است، بهتر است از عشق دست بردارد، زیرا عشق هیچگاه به آرامش نمیانجامد.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در دنیا شیرینتر از عشق ورزیدن نیست، چرا که زندگی بدون داشتن دلی که به عشق توجه کند، ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: دوستانی که به آنها وابستهایم، حتی اگر به ظاهر بد باشند، بهتر از تنهایی و خودخواهی هستند. وجود انسانی بدون همراهی، واقعیت ندارد؛ زیرا اگر روحی در وجود تو نباشد، ارزشی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: نه عشق همیشگی است و نه آرامش مطلق، هیچ کس نمیتواند هر دو را به طور همزمان داشته باشد. این دو به هم نمیپیوندند و نمیتوان در کنار هم وجودشان را تجربه کرد.
هوش مصنوعی: هر جا که درخت نی وجود دارد، نشانهای از شیرینی و زیبایی در آنجا هست. هیچ گلی نیست که در کنار آن خار و زشتی نداشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر مار بر روی گنجی باشد، چه فایدهای دارد؟ گنج بی مار نمیتواند خوب باشد، پس برای من فرقی ندارد.
هوش مصنوعی: هیچکس یار مناسب ندارد و اگر هم داشته باشد، غالباً آن یار به صورت واقعی و صادق نیست و در صحبتهایش نیرنگی وجود دارد.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم آن روزی را که شب بر من بیفتد، زیرا در نظر من شب تا سپیدهدم یاری ندارد.
هوش مصنوعی: نزاری در عشق دچار درد و رنج شده، اما عشق او حتی از شادی و خوشی نیز بیبهره است. شاخ عشق بر اثر این مشکلات و دردها تنومند شده، ولی خود عشق هیچ لذتی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش هستی، بهتر است عشق را کنار بگذاری؛ چرا که در عشق، نشانهای از آسایش و راحتی وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست
جز به دل سوزی و دل جویی و دل داری نیست
چه کنم با دل شوریده که از بدو وجود
مست جامی ست که امّید به هشیاری نیست
چون تبرّا و تولّا به مشعبد گهِ عشق
[...]
همچو رخسار تو گل را خط زنگاری نیست
نارون را چو قدت چهرهٔ گلناری نیست
ساقیا چون همه رنج دلم از خویشتن است
بده آن باده که مستم، سر هشیاری نیست
نبود شمع صفت همنفس مجلس خاص
[...]
با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
گل این باغچه را رنگ وفاداری نیست
آنچنان داد ستم ده که خجالت نکشی
خنده بر تیغ زند زخم اگر کاری نیست
بوی خون از دهن شیشه می می آید
[...]
جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
مکن ای یار که این رسم و ره یاری نیست
شد دلم خون ز غم و دلبر بی رحم مرا
رسم دلجویی و آئین وفاداری نیست
ماجرای دل پرخون به که گویم که کسی
[...]
ایمن از تیر نگاه تو دل زاری نیست
مردم آزارتر از چشم تو بیماری نیست
باز در فکر اسیران کهن افتادی
به کمند تو مگر تازه گرفتاری نیست
کی تواند که به سر تاج سلیمانی زد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.