گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

گر هیچ دلی داری دریاب دل مارا

حال دل این بی دل میپسند چنین یارا

جان نیست چنین کاسد کردیم بسی سودا

هم نیز رهی باید بیرون شوِ سودا را

گر عاشق بی چاره از جور نمی نالد

هم مرحمتی باید معشوقه ی زیبا را

هیهات که مظلومی در دامنت آویزد

امروز کند عاقل اندیشه ی فردا را

گر یاد کنی از من هم حیف بود بر تو

از وصل سخن گفتن کو زهره و کو یارا

ای گل بن باغ من از من دو سخن بشنو

یک بار نصیحت کن آن سرکش رعنا را

گو بیش نزاری را شاید که نرنجانی

گر سر ننهادستم آن بی سر و بی پا را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرزاد شهزاد در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۶ نوشته:

حال دل این بیدل «مپسند» چنین یارا

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.