به پای عشق درافتادهام دگرباره
عنان به دستِ بلا دادهام دگرباره
درِ ملامت اگر عاقلید مردم را
خبر کنید که بگشادهام دگرباره
هزار بار چو شوریدگان منادی عشق
به گرد شهر فرستادهام دگرباره
رواست گر ز پسم سرزنش کنند که باز
به پیش عقل دراستادهام دگرباره
به آب چشم نزاری خلاص نتوان یافت
ز آتشی که درافتادهام دگرباره
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر بیان میکند که دوباره به عشق افتاده و خود را درگیر بلا کرده است. اگر عاقلانی مردم را سرزنش کنند، باید بدانند که او بار دیگر به عشق بازگشته است. او همچون شوریدگان، صدای عشق را به گوش همه رسانده و حتی اگر دیگران او را سرزنش کنند، او به عشقش پایبند است. شاعر میگوید که از اشکهایش نمیتواند رهایی پیدا کند، زیرا آتش عشق دوباره او را فراگرفته است.
هوش مصنوعی: من بار دیگر برای عشق به زانو درآمدهام و بار دیگر سرنوشت را به دست مشکلات سپردهام.
هوش مصنوعی: اگر عاقل باشید، به دیگران بگویید که من دوباره درِ انتقاد و ملامت را باز کردهام.
هوش مصنوعی: بارها و بارها چون عاشقانی دیوانه، پیام عشق را به دور شهر منتشر کردهام و دوباره آن را تکرار میکنم.
هوش مصنوعی: اگر دیگران به من انتقاد کنند که چرا عقب نشستهام، اشکالی ندارد، زیرا من دوباره به پیش عقل خود ایستادهام.
هوش مصنوعی: برای تسکین درد دل، اشکها کافی نیستند و نمیتوان از شعلههای آتشینی که در دل دارم، خلاص شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.