گنجور

غزلیات

 
کمال خجندی
کمال خجندی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع ازین سو دل ربود آن سو کجا رفت مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ی | ب | ت | ج | ح | خ | د

ا

شمارهٔ ۱: آنکه دل در هوس روز وصال است او را

شمارهٔ ۲: از پیرهنت بویی آمد به گلستان ها

شمارهٔ ۳: از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا

شمارهٔ ۴: از عاشقی همیشه جوان است پیر ما

شمارهٔ ۵: از باد مکش طره جانانه ما را

شمارهٔ ۶: ای خط تو سبزی خوان بلا

شمارهٔ ۷: ای روشنی از روی تو چشم نگران را

شمارهٔ ۸: ای زغمت دل به جفا مبتلا

شمارهٔ ۹: ای سراپرده سلطان خیال دل ما

شمارهٔ ۱۰: ای غمت یار بی نوایی ها

شمارهٔ ۱۱: این چه مجلس چه بهشت این چه مقام است اینجا

شمارهٔ ۱۲: ایها العطشان فی الوادی الهوا

شمارهٔ ۱۳: بعد از امروز آشکارا دوست می دارم ترا

شمارهٔ ۱۴: بگذار در آن کوی من اشک فشان را

شمارهٔ ۱۵: بی غمت شاد مباد این دل غم پرور ما

شمارهٔ ۱۶: تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما

شمارهٔ ۱۷: جانا ز گرد درد پر باد دامن ما

شمارهٔ ۱۸: جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا

شمارهٔ ۱۹: چشمت از گوشه تقوا بدر آورد مرا

شمارهٔ ۲۰: چشمت به غمزه کشن من بیگناه را

شمارهٔ ۲۱: چشم تو از حد می برد با عاشقان بیداد را

ی

شمارهٔ ۲۲: چشم و ابروی تو گویند که در مذهب ما

شمارهٔ ۲۳: چو زلف تو بود از تکبر دوتا

شمارهٔ ۲۴: چه رها کنی به شوخی سر زلف دلربا را

شمارهٔ ۲۵: حلال باد می خلد و حور زاهد را

شمارهٔ ۲۶: دام دلهاست زلف دلبر ما

شمارهٔ ۲۷: در چمن می رفت ذکر قامت دلدار ما

شمارهٔ ۲۸: دل بردی و دین رواست اینها

شمارهٔ ۲۹: دل چو رفت از دست گو دلبر بیا

شمارهٔ ۳۰: دلم رفته و گم شد در آن کو مرا

شمارهٔ ۳۱: دل می کشد به داغ تو هر لحظه سینه را

شمارهٔ ۳۲: دل و جان تا رهند از بند بگشا زلف مشکین را

شمارهٔ ۳۳: دوست می دارد دلم جور و جفای دوست را

شمارهٔ ۳۴: دوش از در میخانه بدیدیم حرم را

شمارهٔ ۳۵: دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را

شمارهٔ ۳۶: سیری نبود از لب شیرین تو کس را

شمارهٔ ۳۷: شانه زد باد زلف یار مرا

شمارهٔ ۳۸: شب سوى ما هوس آمدن است آن مه را

شمارهٔ ۳۹: طاقت درد تو زین بیش ندارم بارا

شمارهٔ ۴۰: طبیب شهر چه نقدیع میدهد ما را

شمارهٔ ۴۱: طریق عشق میورزی رها کن دین و دنیا را

شمارهٔ ۴۲: کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام را

شمارهٔ ۴۳: کعبه کویش مراد است این دل آواره را

شمارهٔ ۴۴: گر به جستن باف گشتی یار ما

شمارهٔ ۴۵: گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را

شمارهٔ ۴۶: گر بری چون سر زلف این دل سودانی را

شمارهٔ ۴۷: ما را به عشق می کند ارشاد پیر ما

شمارهٔ ۴۸: مست عشقم ز خرابات میارید مرا

شمارهٔ ۴۹: مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را

شمارهٔ ۵۰: یار بگزید بی وفایی را

ب

شمارهٔ ۵۱: آن رخ نه بینم ار نبردی زلف پر ز تاب

شمارهٔ ۵۲: با رخ آن مه به دعوی کی برآید آفتاب

شمارهٔ ۵۳: جانب ما خوب می آید که می آید حبیب

شمارهٔ ۵۴: چو آفتاب نکند از رخ زمانه نقاب

شمارهٔ ۵۵: حال درد خود محب هرگز نگوید با طبیب

شمارهٔ ۵۶: دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب

شمارهٔ ۵۷: دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب

شمارهٔ ۵۸: دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطاب

شمارهٔ ۵۹: رفتم از دست من بی سر و پا را دریاب

شمارهٔ ۶۰: عنبرست آن دام دل با مشک ناب

شمارهٔ ۶۱: لعل درخشان نگر غیرت یاقوت ناب

شمارهٔ ۶۲: مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب

شمارهٔ ۶۳: من طلب کردم وصالت روز و شب

ت

شمارهٔ ۶۴: آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت

شمارهٔ ۶۵: آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت

شمارهٔ ۶۶: آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت

شمارهٔ ۶۷: آن چه رویست که حسن همه عالم با اوست

شمارهٔ ۶۸: آن چه مروی است چه خوش رفتاری است

شمارهٔ ۶۹: آن رخ از مه خجسته فال تراست

شمارهٔ ۷۰: آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست

شمارهٔ ۷۱: آن شوخ که رفت از بر ما باز کجا رفت

شمارهٔ ۷۲: آن گل نو از کدامین بوستان برخاسته است

شمارهٔ ۷۳: آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشت

شمارهٔ ۷۴: آه که از حال من یب ندانست

شمارهٔ ۷۵: از آن لب شنیدن حکایت خوش است

شمارهٔ ۷۶: از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت

شمارهٔ ۷۷: از حال دل به دوست نه امکان گفتن است

شمارهٔ ۷۸: از گریه مرا خانه چشم آب گرفته است

شمارهٔ ۷۹: از گلستان رخت حسن بتان یک ورق است

شمارهٔ ۸۰: امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت

شمارهٔ ۸۱: ای ابتدای دردت هر درد را نهایت

شمارهٔ ۸۲: ای از تو بانواع مرا چشم رعایت

شمارهٔ ۸۳: ای به جان عاشقان خریدارت

شمارهٔ ۸۴: ای روی دردمندان بر خاک آستانت

شمارهٔ ۸۵: ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت

شمارهٔ ۸۶: ای ز نوش شکرستان لبت رسته نبات

شمارهٔ ۸۷: ای گله گوشه حسن آمده بر فرق تو راست

شمارهٔ ۸۸: ای که از زلف توخون در جگر مشک ختاست

شمارهٔ ۸۹: اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساخت

شمارهٔ ۹۰: اینچنین مشک در همه چین نیست

شمارهٔ ۹۱: این چه خبر جستن و پرسیدن است

شمارهٔ ۹۲: این چه سرو قد چه رفتارست

شمارهٔ ۹۳: این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است

شمارهٔ ۹۴: با چشم من این اشک روان را چه فتادست

شمارهٔ ۹۵: بازآ که در فراق تو جانم صبور نیست

شمارهٔ ۹۶: باز آتشی به سینه رسیدن گرفته است

شمارهٔ ۹۷: بازم بناز کشتی صد جان فدای نازت

شمارهٔ ۹۸: باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست

شمارهٔ ۹۹: به چین زلف تو کان رشک صورت چین است

شمارهٔ ۱۰۰: به خوبان مهر ورزیدن چه کارست

شمارهٔ ۱۰۱: بر دو رخ من در جوی خون که روانست

شمارهٔ ۱۰۲: بر لب لعل خط سبز ترا پیروزی است

شمارهٔ ۱۰۳: به کویت دل غلام خانه زادست

شمارهٔ ۱۰۴: به مکر و حیله برای دسترس چه امکان است

شمارهٔ ۱۰۵: بنفشه دسته بر ارغوان است

شمارهٔ ۱۰۶: بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب است

شمارهٔ ۱۰۷: بی تو مرا چشم جهان بین ترست

شمارهٔ ۱۰۸: بی تو از دردم آرمیدن نیست

شمارهٔ ۱۰۹: بی توقف من از این شهر به در خواهم رفت

شمارهٔ ۱۱۰: بیخدمت تو کس به جهان عزتی نیافت

شمارهٔ ۱۱۱: بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت

شمارهٔ ۱۱۲: ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت

شمارهٔ ۱۱۳: پای بوس چون منی حیف است گفتی بر زبانت

شمارهٔ ۱۱۴: تا خیالت را دلمه منزلگه است

شمارهٔ ۱۱۵: ترا با من سر باری نماندست

شمارهٔ ۱۱۶: ترا به یک دو خط مصطلح فضولی چیست

شمارهٔ ۱۱۷: ترا در کوی جانان خانه ای هست

شمارهٔ ۱۱۸: ترا دو رخ به دو خط فن دلبری آموخت

شمارهٔ ۱۱۹: چشم شوخ نو هر کرا کشتست

شمارهٔ ۱۲۰: چشم غم دیده ما را نگرانی به شماست

شمارهٔ ۱۲۱: چشم مسلمان کش تو کافر مست است

شمارهٔ ۱۲۲: چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست

شمارهٔ ۱۲۳: حسن پس، بار مرا، مهر و وفا گر نیست نیست

شمارهٔ ۱۲۴: حلقه بر در میزند هر دم خیال روی دوست

شمارهٔ ۱۲۵: خاک درت به چشم من از صد چمن به است

شمارهٔ ۱۲۶: خرابه دل من پر شد از محبت دوست

شمارهٔ ۱۲۷: خضرجان آب حیات از لب دلجوی نو یافت

شمارهٔ ۱۲۸: خطت چو خضر به آب حیات نزدیک است

شمارهٔ ۱۲۹: خطت سبز و لبت مشک و گلاب است

شمارهٔ ۱۳۰: خیال روی او در دیده نور است

شمارهٔ ۱۳۱: داغ عشقت بر رخ جانها نشان دولت است

شمارهٔ ۱۳۲: درآمد از در ارباب خرقه ناگه دوست

شمارهٔ ۱۳۳: درد تو زمان زمان فزون است

شمارهٔ ۱۳۴: درد تو به از دوست ای دوست

شمارهٔ ۱۳۵: درد کز دل خاست درمانیش نیست

شمارهٔ ۱۳۶: درد من گوئید با یاران که درمان یافت نیست

شمارهٔ ۱۳۷: در سر از دود دلم شمع صفت سودانی است

شمارهٔ ۱۳۸: در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفت

شمارهٔ ۱۳۹: در سر زنجیر زلف او دل دیوانه رفت

شمارهٔ ۱۴۰: در سینه مرا غیر تو همخانه کسی نیست

شمارهٔ ۱۴۱: در صف دلها غم تو صدرنشین است

شمارهٔ ۱۴۲: در علم محققان جدل نیست

شمارهٔ ۱۴۳: در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است

شمارهٔ ۱۴۴: در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست

شمارهٔ ۱۴۵: دل از آن غمزه بسی شاکر و بس خشنودست

شمارهٔ ۱۴۶: دل به از وصل رخت در جان تمنائی نیانت

شمارهٔ ۱۴۷: دل به یاد زلف او بر خویش پیچیدن گرفت

شمارهٔ ۱۴۸: دل در طلبت حیات جان یافت

شمارهٔ ۱۴۹: دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست

شمارهٔ ۱۵۰: دل ز دستم به طلبکاری یاری رفتست

شمارهٔ ۱۵۱: دل ز زلف و خال خوبان نیره و آشفته است

شمارهٔ ۱۵۲: دل زنده شد از بوی تو بوی تو مرا ساخت

شمارهٔ ۱۵۳: دل سختت به سندان سخت بارست

شمارهٔ ۱۵۴: دل صفه خال تو با زلف گفت

شمارهٔ ۱۵۵: دل قبله خود خاک سر کوی تو دانست

شمارهٔ ۱۵۶: دردل ما بردی و رفتی نه چنین می بایست

شمارهٔ ۱۵۷: دلم بدان که تو میخوانیش غلام خوش است

شمارهٔ ۱۵۸: دل ملک تو شد نوبت لطف است و عنایت

شمارهٔ ۱۵۹: دل هر که بیمار او شد خوش است

شمارهٔ ۱۶۰: دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است

شمارهٔ ۱۶۱: دوستان گر کشت ما را دوست ما دانیم و دوست

شمارهٔ ۱۶۲: دوستان بار من و دلبر و دلدار من اوست

شمارهٔ ۱۶۳: دوست در جان و نیست خبرت

شمارهٔ ۱۶۴: دیده در عمری ز رویت با خیالی فائع است

شمارهٔ ۱۶۵: رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است

شمارهٔ ۱۶۶: روز گاریست که هیچ نظری با ما نیست

شمارهٔ ۱۶۷: روزی که به من ناز و عتابت به حساب است

شمارهٔ ۱۶۸: روی تو قبله مناجات است

شمارهٔ ۱۶۹: زاهدان کمتر شناسند آنچه ما را در سرست

شمارهٔ ۱۷۰: ز عشقت بی کس و مسکینم ای دوست

شمارهٔ ۱۷۱: از کویت بفردوس اعلى دری است

شمارهٔ ۱۷۲: زلف تو از غالیه مشکین ترست

شمارهٔ ۱۷۳: زلف کمند افکنت اقلیم جان گرفت

شمارهٔ ۱۷۴: زلف معشوق سرکش افتادست

شمارهٔ ۱۷۵: ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشت

شمارهٔ ۱۷۶: سر زلف تو دزد دل های ماست

شمارهٔ ۱۷۷: سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست است

شمارهٔ ۱۷۸: سرو قدت روان لبت جان است

شمارهٔ ۱۷۹: سرو ما را قد و بالاتی خوش است

شمارهٔ ۱۸۰: سروی ز باغ حسن به لطف قدت نخاست

شمارهٔ ۱۸۱: سری که پیش تو بر آستان خدمت نیست

شمارهٔ ۱۸۲: سگ کویش به من دربند باری است

شمارهٔ ۱۸۳: سؤال بوس که کردم مرا جواب فرست

شمارهٔ ۱۸۴: شادی نیافت هر که غم دلبری نداشت

شمارهٔ ۱۸۵: شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت

شمارهٔ ۱۸۶: شهید تیغ عشق آر بی گناه است

شمارهٔ ۱۸۷: صبا زعشوه پنهان دوست الله دوست

شمارهٔ ۱۸۸: صوفی که ز چشم تو برد جان به سلامت

شمارهٔ ۱۸۹: طبع لطیف داند لطف لب و دهانت

شمارهٔ ۱۹۰: عارف پنهان ز پیدا خوشتر است

شمارهٔ ۱۹۱: عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست

شمارهٔ ۱۹۲: عاشق بی درد را بر در او بار نیست

شمارهٔ ۱۹۳: عاشقم بر تو ز عاشق کشتنت

شمارهٔ ۱۹۴: عاشقم بر دلبری با کس چرا گویم که کیست

شمارهٔ ۱۹۵: عجب آن دلبر جادو کجا رفت

شمارهٔ ۱۹۶: عشق از نام و از نشان یکتاست

شمارهٔ ۱۹۷: عشق آئین پارسایان نیست

شمارهٔ ۱۹۸: عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست

شمارهٔ ۱۹۹: عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است

شمارهٔ ۲۰۰: عشق در طینت دلها نمک است

شمارهٔ ۲۰۱: عشق ورزیدن به جان نازنینان نازک است

شمارهٔ ۲۰۲: علم و تقوی سر به سر دعوی است معنی دیگر است

شمارهٔ ۲۰۳: عمریست که با او دل مسکین نگران است

شمارهٔ ۲۰۴: عهد تو سست و وعده ها خام است

شمارهٔ ۲۰۵: عید شد خواهیم دیدن ماه یعنی روی دوست

شمارهٔ ۲۰۶: غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت

شمارهٔ ۲۰۷: غمت دارم مرا شادی همین است

شمارهٔ ۲۰۸: غمت ریخت خونم شهادت همین است

شمارهٔ ۲۰۹: غم عشق را هیچ تدبیر نیست

شمارهٔ ۲۱۰: کاف کفر ما ز طاها بر ترست

شمارهٔ ۲۱۱: کدام دل که ز عشق تو پای در گل نیست

شمارهٔ ۲۱۲: کی چاره درد من بیچاره ندانست

شمارهٔ ۲۱۳: کسی که پرتو انوار لامکانی یافت

شمارهٔ ۲۱۴: گر جانب محب نظری با حبیب هست

شمارهٔ ۲۱۵: گر چه از باران دیده خاک آن کو پر گل است

شمارهٔ ۲۱۶: گر حال دل به دوست نه امکان گفتن است

شمارهٔ ۲۱۷: گر زاهد کم خواره محبت نچشیده است

شمارهٔ ۲۱۸: گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست

شمارهٔ ۲۱۹: گر عشق تو داغ جان گذار است

شمارهٔ ۲۲۰: گر قصد خون ماست پس از دل ربودنت

شمارهٔ ۲۲۱: گر کشندم به غمزه چشمانت

شمارهٔ ۲۲۲: گر کم شده ست با من اکنون ترا ارادت

شمارهٔ ۲۲۳: گر مرا از نظر انداختی این هم نظری است

شمارهٔ ۲۲۴: گر مرا سر رود اندر غم جانان غم نیست

شمارهٔ ۲۲۵: گر یار طبیب درد من نیست

شمارهٔ ۲۲۶: گر یار مرا با من مسکین نظری نیست

شمارهٔ ۲۲۷: گفتمت سنگدلی آمد ازین نکته گرانت

شمارهٔ ۲۲۸: گفتی از آن ماست دلت جان از آن کیست

شمارهٔ ۲۲۹: گفتی از پیشم برو بگذر ز جان گفتی و رفتی

شمارهٔ ۲۳۰: گل از پیراهنت بونی شنیدست

شمارهٔ ۲۳۱: گل به صد لطف بدید آن برو پنداشت تن است

شمارهٔ ۲۳۲: گل شکفت و باز نو شد عشق ما بر روی دوست

شمارهٔ ۲۳۳: گل لاف ن با رخ آن سرو قد زد است

شمارهٔ ۲۳۴: گلی چون سرو ما در هر چمن نیست

شمارهٔ ۲۳۵: گنجی و نرا بیطلبیدن نتوان یافت

شمارهٔ ۲۳۶: گو خلق بدانید که دلدار من این است

شمارهٔ ۲۳۷: لبت را هر که چون شگر مزیده است

شمارهٔ ۲۳۸: اب تو نقل حیاتم به کام جان انداخت

شمارهٔ ۲۳۹: لعل جان بخشت ز جان ناز کتراست

شمارهٔ ۲۴۰: ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست

شمارهٔ ۲۴۱: ما درین دیر تادیم هم از روز الست

شمارهٔ ۲۴۲: ما دلی داریم و آن بر دلبری خواهیم بست

شمارهٔ ۲۴۳: ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است

شمارهٔ ۲۴۴: ما عاشقیم و رند، خرابات گوی ماست

شمارهٔ ۲۴۵: ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است

شمارهٔ ۲۴۶: مائیم و دلی پر خون بر خاک سر کویت

شمارهٔ ۲۴۷: مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است

شمارهٔ ۲۴۸: مرا با تو نقل و شراب آرزوست

شمارهٔ ۲۴۹: مرا از چشم تو نازی نیاز است

شمارهٔ ۲۵۰: مرا با زلف او گر دسترس نیست

شمارهٔ ۲۵۱: مرا بر رخ از دیده خون آمد است

شمارهٔ ۲۵۲: مرا دلیست که جز با غم تو سر خوش نیست

شمارهٔ ۲۵۳: مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است

شمارهٔ ۲۵۴: مرا بی محنت او راحتی نیست

شمارهٔ ۲۵۵: مرا گفتی برین در این فغان چیست

شمارهٔ ۲۵۶: مرد بی درد مرد این ره نیست

شمارهٔ ۲۵۷: مرد عشق تو به غم همدرد است

شمارهٔ ۲۵۸: هست آن چشمیم و باز آن چشم میجوئیم مست

شمارهٔ ۲۵۹: مشنو که مرا به ز تو بار دگری هست

شمارهٔ ۲۶۰: مطلع حسن جمال است آفتاب روی دوست

شمارهٔ ۲۶۱: مقام عشق تو هر چند منزل خطر است

شمارهٔ ۲۶۲: من به شطرنج غمت جان و جهان خواهم باخت

شمارهٔ ۲۶۳: من نخواهم ز کمند نو نجات

شمارهٔ ۲۶۴: مه را ز ثاب حسن تو هر شب قیامت است

شمارهٔ ۲۶۵: مه لاف حسن زد به نو زا رخ بر او گرفت

شمارهٔ ۲۶۶: میل دلم بروی تو هر دم زیادت است

شمارهٔ ۲۶۷: نیست غیر از تو دستگیر ای دوست

شمارهٔ ۲۶۸: نیست ما را بجز آن جان و جهان در یایست

شمارهٔ ۲۶۹: نیست مرا دوستر از دوست دوست

شمارهٔ ۲۷۰: نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست

شمارهٔ ۲۷۱: وعل بنان خانه براندازم آرزوست

شمارهٔ ۲۷۲: وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است

شمارهٔ ۲۷۳: هر نیر که بر سینه ام آن فتنه گر انداخت

شمارهٔ ۲۷۴: هر که از درد تو محروم بود بیمار است

شمارهٔ ۲۷۵: هر که ترا بافت دولت در جهان بافت

شمارهٔ ۲۷۶: هر که در عالم کم از یک لحظه دور از بار زیست

شمارهٔ ۲۷۷: هر که را نقش خط و خال تو در خاطر نیست

شمارهٔ ۲۷۸: هرگز به درد دوست دل ما ز جا نرفت

شمارهٔ ۲۷۹: هرگز ز جان من غم سودای او نرفت

شمارهٔ ۲۸۰: هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشت

شمارهٔ ۲۸۱: هوس بار گر آزار دل افگار است

شمارهٔ ۲۸۲: هیچ عقل خرده بین نقش دهانت در نیافت

شمارهٔ ۲۸۳: یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت

شمارهٔ ۲۸۴: بار از ستیزه کینه باران بجد گرفت

شمارهٔ ۲۸۵: بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است

شمارهٔ ۲۸۶: یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت

ج

شمارهٔ ۲۸۷: دل که شد زآن زلف سودانی مزاج

شمارهٔ ۲۸۸: اگر آن غمزه خواهد ز ترکان خراج

ح

شمارهٔ ۲۸۹: چو شمع روز بر افروخت از نسیم صباح

شمارهٔ ۲۹۰: خطت که بر خط یاقوت بنهم ترجیح

شمارهٔ ۲۹۱: ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح

خ

شمارهٔ ۲۹۲: ای صبا چند روی بر د جانان گستاخ

د

شمارهٔ ۲۹۳: آن پری وش که خطش گوشه مه می فرسود

شمارهٔ ۲۹۴: آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند

شمارهٔ ۲۹۵: آن جگر گوشه ز خون دل ما بس نکند

شمارهٔ ۲۹۶: آنچه تو داری به حسن ماه ندارد

شمارهٔ ۲۹۷: آنرا که بر زبان صفت روی او رود

شمارهٔ ۲۹۸: آن سرو قد نگر که چه آزاد می رود

شمارهٔ ۲۹۹: آن سرو ناز رفت بگلشن نظر کنید

شمارهٔ ۳۰۰: آن شوخه به ما جز سر بیداد ندارد

شمارهٔ ۳۰۱: آن شهسوار خویان بارب چه نام دارد

شمارهٔ ۳۰۲: آنکه هرگز سوی من چشم رضائی نگشاد

شمارهٔ ۳۰۳: آن به ز بتان گوی لطافت به ذقن

شمارهٔ ۳۰۴: آنها که لب چون شکرستان نو پابند

شمارهٔ ۳۰۵: آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود

شمارهٔ ۳۰۶: آهنین جانی مرا کز غصه تابی میدهد

شمارهٔ ۳۰۷: از باد سر زلفت یک روز پریشان شد

شمارهٔ ۳۰۸: از پرده هرکه رویت یک روز دیده باشد

شمارهٔ ۳۰۹: از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد

شمارهٔ ۳۱۰: از سر هوای وصل تو بیرون نمی رود

شمارهٔ ۳۱۱: از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید

شمارهٔ ۳۱۲: از لب او سختی چون به زبان می آید

شمارهٔ ۳۱۳: از لیش هر گه که خواهم کام دشنام دهد

شمارهٔ ۳۱۴: از من ای اهل نظر علم نظر آموزید

شمارهٔ ۳۱۵: افتاد دل از پای و ندانم ز چه افتاد

شمارهٔ ۳۱۶: اگر تو فخر نداری بدلقه گرد آلود

شمارهٔ ۳۱۷: اگر وظیفة دردت زمان زمان نرسد

شمارهٔ ۳۱۸: امشب آن ماه دل افروز به مهمان که بود

شمارهٔ ۳۱۹: امشب آن به به وثاق که فرو می آید

شمارهٔ ۳۲۰: اهل دل زلف درازت رشته جان گفته اند

شمارهٔ ۳۲۱: ای آتش سودای توأم سوخته چون عود

شمارهٔ ۳۲۲: ای خوش آن دم کز نو بونی با دل انگاران رسد

شمارهٔ ۳۲۳: ای گل نو ز توأم بوی کسی می آید

شمارهٔ ۳۲۴: ای مرا در هجر رویت چشم تر چون سر سفید

شمارهٔ ۳۲۵: رات اور دوسری باد گلریز شد و بر سر گل ژاله چکید

شمارهٔ ۳۲۶: بادی که نیست از سر کوی تو نیست باد

شمارهٔ ۳۲۷: باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد

شمارهٔ ۳۲۸: باز تیر غمزه او بر دل ما کی رسد

شمارهٔ ۳۲۹: باز عید آمد و لبها ز طرب خندان شد

شمارهٔ ۳۳۰: باز گل دامن به دست عاشقان خود نهاد

شمارهٔ ۳۳۱: با سرود و آه و ناله میرود اشکم چو رود

شمارهٔ ۳۳۲: با عارض تو زلف دم از نقشه چین زند

شمارهٔ ۳۳۳: با غم عشق تو دل کیست که محرم باشد

شمارهٔ ۳۳۴: با منت لطف جز ستم نبود

شمارهٔ ۳۳۵: با من درد کش سبو بدهید

شمارهٔ ۳۳۶: با باد لبت ساقی چون می به قدح ریزد

شمارهٔ ۳۳۷: بر افشان زلف تا دل را شب محنت به روز آید

شمارهٔ ۳۳۸: به حلقه که ز زلفت با خبر ببرد

شمارهٔ ۳۳۹: به خال لب خط سبزت قرابتی دارد

شمارهٔ ۳۴۰: به خانه ای که چنین میهمان فرود آید

شمارهٔ ۳۴۱: بر دل از غمزه خدنگی زدی آن هم گذرد

شمارهٔ ۳۴۲: بر عزیزان غمزة شوخ تو خواری می کند

شمارهٔ ۳۴۳: به روی دوست که رویش بچشم من نگرید

شمارهٔ ۳۴۴: بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گوید

شمارهٔ ۳۴۵: بکوش تا به کف آری کلید گنج وجود

شمارهٔ ۳۴۶: بگو بگوشه نشینان که رو براه کنید

شمارهٔ ۳۴۷: به مجلسی که از روی نو پرده بر گیرند

شمارهٔ ۳۴۸: بوی خوشت چو همدم باد سحر شود

شمارهٔ ۳۴۹: بهار آمد خبر از می فرستید

شمارهٔ ۳۵۰: بی تو مرا زندگی بکار نیاید

شمارهٔ ۳۵۱: بیزارم از آن دل که در درد نباشد

شمارهٔ ۳۵۲: بی لبت در جگر تشنه لبان آب نماند

شمارهٔ ۳۵۳: بیمار ترا کس نتوانست دوا کرد

شمارهٔ ۳۵۴: بیمار عشق جز لب او آرزو نکرد

شمارهٔ ۳۵۵: بی باد تو عشاق دل شاد نیابند

شمارهٔ ۳۵۶: پری را دلبری چندین نباشد

شمارهٔ ۳۵۷: پیش از آندم که می و میکده در عالم بود

شمارهٔ ۳۵۸: پیش رخ نو دیده پری را نکو ندید

شمارهٔ ۳۵۹: پیش رویت صنما وصف قمر نتوان کرد

شمارهٔ ۳۶۰: پیش روی تو ماه را چه وجود

شمارهٔ ۳۶۱: پیوسته ابرویت دل این ناتوان کشد

شمارهٔ ۳۶۲: تا دلم نظاره ان قامت زیبا نکرد

شمارهٔ ۳۶۳: تا رخت روشنی دیده نشد

شمارهٔ ۳۶۴: ترا رحمی به آن چشمان اگر باشد عجب باشد

شمارهٔ ۳۶۵: ناز گلبرگ رخت سنبل تر میریزد

شمارهٔ ۳۶۶: تشنه وصل ترا بی تو اگر خواب آمد

شمارهٔ ۳۶۷: جانا به نظر قد تو سرو چمن آمد

شمارهٔ ۳۶۸: جان را به غیر وصلت خوشدل نمی توان کرد

شمارهٔ ۳۶۹: جان و لبش از صبح ازل همنفسانند

شمارهٔ ۳۷۰: جمع باش ای دل که این وقت پریشان بگذرد

شمارهٔ ۳۷۱: جهان بخواب و دمی چشم من نیاساید

شمارهٔ ۳۷۲: بشیوه پسته و بادام تو یکی ز شکر

شمارهٔ ۳۷۳: چرا نسیم صبا خاک پاش میسپرد

شمارهٔ ۳۷۴: چشمت به سعی غمزه در فتنه باز کرد

شمارهٔ ۳۷۵: چشم تو التفات بمردم نمی کند

شمارهٔ ۳۷۶: چشم توأم به غمزه خونخوار می کشد

شمارهٔ ۳۷۷: چشم تو که آرام دل خلق جهان برد

شمارهٔ ۳۷۸: چشم خوشت آندم که سر از خواب برآورد

شمارهٔ ۳۷۹: چشم شوخت دل عاشق به هوس می گیرد

شمارهٔ ۳۸۰: چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد

شمارهٔ ۳۸۱: چشمش را عقل و مبه و جان زد

شمارهٔ ۳۸۲: چنین که سوز فراقم ز سینه دود برآورد

شمارهٔ ۳۸۳: چو آن شاخ گل از بستان بر آمد

شمارهٔ ۳۸۴: چو بار زیستن اهل درد نپسندید

شمارهٔ ۳۸۵: چه کم شود ز تو ای مه که برمنت گذر افتد

شمارهٔ ۳۸۶: حدیث حسن او چون گل به دفتر در نمی گنجد

شمارهٔ ۳۸۷: حلقه پیش رخ از طره آن به واشد

شمارهٔ ۳۸۸: خانه دیده ز دیدار تو روشن باشد

شمارهٔ ۳۸۹: خبری ز هیچ قاصد زه دیار من نیامد

شمارهٔ ۳۹۰: خط تر گرد لبه عمدا نباشد

شمارهٔ ۳۹۱: خوشا غمی که برویم ز روی او آید

شمارهٔ ۳۹۲: در راه عشق هر که بمن اقتدا کند

شمارهٔ ۳۹۳: در صحبت دوست جان نگنجد

شمارهٔ ۳۹۴: در عشق تو ترک سره چه باشد

شمارهٔ ۳۹۵: در غم دلدار کس را این دل انگاری مباد

شمارهٔ ۳۹۶: دزد دلهاست سر زلف تو زانش بستند

شمارهٔ ۳۹۷: دگر گفتی نجویم بر تو بیداد

شمارهٔ ۳۹۸: دلبرا چشم خوشت آفت مستان آمد

شمارهٔ ۳۹۹: دلبر چه زود خط برخ دلستان کشید

شمارهٔ ۴۰۰: دل چراغیست که نور از رخ دلبر گیرد

شمارهٔ ۴۰۱: دل چو در زلف تو پیچید روانش بستند

شمارهٔ ۴۰۲: دل در طلیت روی به صحرای غم آورد

شمارهٔ ۴۰۳: دل ز داروخانه دردت دواه دارد امید

شمارهٔ ۴۰۴: دل غمدیده شکایت ز غم او نکند

شمارهٔ ۴۰۵: دل کجا شد خبرش غمزه او می داند

شمارهٔ ۴۰۶: دل که از درد تو پر شد ناله را چون کم کند

شمارهٔ ۴۰۷: دل گرمم ز نو بر آتش غم سوخته باد

شمارهٔ ۴۰۸: دل مقیم در آن جان جهان می باشد

شمارهٔ ۴۰۹: دل من بار جنایه تو نه تنها بکشد

شمارهٔ ۴۱۰: دل من بیئو دگر دیده بینا چه کند

شمارهٔ ۴۱۱: دل من صحبت دلدار دگر می طلبد

شمارهٔ ۴۱۲: دوستانم سگ تو میخوانند

شمارهٔ ۴۱۳: دوش باد سحری زلف تو می افشانید

شمارهٔ ۴۱۴: دوش چشمم ز فراق تو به خون تر میشد

شمارهٔ ۴۱۵: دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود

شمارهٔ ۴۱۶: دوشم خیال روی تو در سر فتاده بود

شمارهٔ ۴۱۷: دوشم دل از غم تو بر آتش همی طپید

شمارهٔ ۴۱۸: دوشم ز قبله روی بر آن آستانه بود

شمارهٔ ۴۱۹: دوشینه ازو کلبه ما شاه نشین بود

شمارهٔ ۴۲۰: دوشینه خیالت همه شب مونس ما بود

شمارهٔ ۴۲۱: دی خرامان برهی بار مرا پیش آمد

شمارهٔ ۴۲۲: دیدی که بار وعده خود را وفا نکرد

شمارهٔ ۴۲۳: ذکر مه کردم شبی روی توأم آمد

شمارهٔ ۴۲۴: رخت گلبرگ خودرو مینماید

شمارهٔ ۴۲۵: رخ تو دیدم و زاهد نمی تواند دید

شمارهٔ ۴۲۶: رخ نو نور بماه تمام می بخشد

شمارهٔ ۴۲۷: رخی چنین که تو داری کدام مو دارد

شمارهٔ ۴۲۸: رویت به چنین دیده تماشا نتوان کرد

شمارهٔ ۴۲۹: روی تو به جز آینه دیدن که تواند

شمارهٔ ۴۳۰: روی تو دیدم سخنم روی داد

شمارهٔ ۴۳۱: روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید

شمارهٔ ۴۳۲: را گشودند بار بر ببندید

شمارهٔ ۴۳۳: زاهد از روی تو تا چند مرا توبه دهد

شمارهٔ ۴۳۴: زاهد باریک بین لبهای باریک تر دید

شمارهٔ ۴۳۵: از برگ گل که نسیم عبیر می آید

شمارهٔ ۴۳۶: زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بود

شمارهٔ ۴۳۷: از آن میان هیچ اگر نشان باشد

شمارهٔ ۴۳۸: ز خوان وصل تو تا با من گدا چه رسد

شمارهٔ ۴۳۹: زان پیشتر که دیده جمال تو دیده بود

شمارهٔ ۴۴۰: از سوز جان من آن بیوفا چه غم دارد

شمارهٔ ۴۴۱: ز غمزه های نو چندانکه ناز میبارد

شمارهٔ ۴۴۲: زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند

شمارهٔ ۴۴۳: ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود

شمارهٔ ۴۴۴: زمستی چشم او هرگز به حال ما نمی افتد

شمارهٔ ۴۴۵: ساقی بیار باده که عید صیام شد

شمارهٔ ۴۴۶: سالها دل در هوایت بر سر هر کو دوید

شمارهٔ ۴۴۷: سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتد

شمارهٔ ۴۴۸: سرو اگر زآن قدر رفتار به بالاست زیاد

شمارهٔ ۴۴۹: سر ما را نرسد اینکه به پای تو رسد

شمارهٔ ۴۵۰: سرو را هر که راست می گوید

شمارهٔ ۴۵۱: سروسهی به بستان گر سالها برآید

شمارهٔ ۴۵۲: سرو سهی در بوستان چندانکه بالا می کشد

شمارهٔ ۴۵۳: شب که در خلوتم آن شمع شکر لب باشد

شمارهٔ ۴۵۴: شبی که روی تو ما را چراغ مجلس شد

شمارهٔ ۴۵۵: شبی کز آتش عشق تو جانم سوختن گیرد

شمارهٔ ۴۵۶: شوخی از چشم تو عجب نبود

شمارهٔ ۴۵۷: صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد

شمارهٔ ۴۵۸: صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد

شمارهٔ ۴۵۹: عاشقانت بسحرها که دعا می گویند

شمارهٔ ۴۶۰: عاشقان خط ترا مشک ختا می گویند

شمارهٔ ۴۶۱: عاشقان درد ترا دولت افزون خوانند

شمارهٔ ۴۶۲: عاشقان را جور و نازیار می باید کشید

شمارهٔ ۴۶۳: عاشقان روی ترا نور مصور خوانند

شمارهٔ ۴۶۴: عاشقان طالب و صاحب نظران در کارند

شمارهٔ ۴۶۵: عاشقان قصه های نو شنوید

شمارهٔ ۴۶۶: عرفات عشق بازان سر کوی بار باشد

شمارهٔ ۴۶۷: عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود

شمارهٔ ۴۶۸: عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود

شمارهٔ ۴۶۹: عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید

شمارهٔ ۴۷۰: عید می آید و مردم مه نو میطلبند

شمارهٔ ۴۷۱: غبار خاک در او چو در خیال آرید

شمارهٔ ۴۷۲: غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد

شمارهٔ ۴۷۳: غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد

شمارهٔ ۴۷۴: فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید

شمارهٔ ۴۷۵: قدح بدور لیت پر ز خون دلی دارد

شمارهٔ ۴۷۶: قلم صحیفة شوق ار هزار باره نویسد

شمارهٔ ۴۷۷: کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسد

شمارهٔ ۴۷۸: کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند

شمارهٔ ۴۷۹: کمترین کاری مراکز دیدۂ گریان فتاد

شمارهٔ ۴۸۰: گدای کوی ترا پادشاه میخوانند

شمارهٔ ۴۸۱: گر آن به در زکاة حسن مسکین تر گدا جوید

شمارهٔ ۴۸۲: گر به سنگ سنمم عشق تو دندان شکند

شمارهٔ ۴۸۳: گر بگذری سوی چمن سرو سهی از جا رود

شمارهٔ ۴۸۴: گر ترا از ستم و جور خدا توبه دهد

شمارهٔ ۴۸۵: گر تو از پرده به ما رخ بنمانی چه شود

شمارهٔ ۴۸۶: گرچه سرو چمن از آب روانی دارد

شمارهٔ ۴۸۷: اگر درد تو از حبیب باشد

شمارهٔ ۴۸۸: گر دل ز دسته زلف تو افغان کشیده بود

شمارهٔ ۴۸۹: گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود

شمارهٔ ۴۹۰: گر دم زنم بی روی او شرم آیدم از روی خود

شمارهٔ ۴۹۱: گرفتار سر زلفت کجا در بند سر باشد

شمارهٔ ۴۹۲: اگر قرار نو بدلها نه چنانست که بود

شمارهٔ ۴۹۳: گرمه به زمین باشد آن زهره جبین باشد

شمارهٔ ۴۹۴: گفتمش حال دل گمشده دانی چون شد

شمارهٔ ۴۹۵: گل را بدور روی تو کس بر نمیکند

شمارهٔ ۴۹۶: گیرم که از تو بر من مسکین جفا رود

شمارهٔ ۴۹۷: لب ار اینست و گفتار این شکر باری چه می گوید

شمارهٔ ۴۹۸: البش جان عاشق هوس میکند

شمارهٔ ۴۹۹: ما بساط نیکنامی باز طی خواهیم کرد

شمارهٔ ۵۰۰: ما بکوی یار خود بخود سفر خواهیم کرد

شمارهٔ ۵۰۱: مائیم دل و دین به تو در باخته ای چند

شمارهٔ ۵۰۲: ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود

شمارهٔ ۵۰۳: ما را دگر بر آن در خواب شبان نباشد

شمارهٔ ۵۰۴: ما را شب فراق کجا خواب می برد

شمارهٔ ۵۰۵: ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند

شمارهٔ ۵۰۶: ما را هوس مسجد و سجاده نباشد

شمارهٔ ۵۰۷: مرا بی تو از دیده خون می رود