گنجور

 
کمال خجندی

ای گله گوشه حسن آمده بر فرق تو راست

سرو را نیست چنین قامت رعنا که تو راست

سنبل زلف تو مشاطة گلبرگ تر است

لاله روی نر آرایش بستان صفاست

جعد بر حسن خطت نافه مشک ختن است

طاق ابروی خوشت قبله خوبان ختاست

تا کسی منکر خورشید جمالت نشود

خط شبرنگ تو بر محضر دعویش گواست

یا مگر شیفته سرو سهی قامت تست

که بر آهنگ نوا زد همه در پرده راست

خبر وصل تو از باد صبا می پرسم

زآنکه ما را طمع وصل تو از باد صباست

ساقی جرعة عشقت به کمال است مدام

گر چه از میکد، وصل تو پیوسته جداست