ترکمن مه بود به ترکی آی
خوش بود یک شبی به پیش من آی
دیده مه که چون رود بر بام
نو مهی هم به بام دیده برای
خانه بنده بنده خانه تست
خیر مقدم خوش آمدی فرمای
گریه عاشقان به بین ز برون
روز باران بیا به خانه در آی
خانه خالیست از میان مگریز
در به بند و میان بسته گشای
گر وفا می کنی بجای خودست
وعده های کهن به بار بجای
کرد ویران سرای و کاخ کمال
طاق ابروی دلبران سرای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حضور محبوبی که شبی به دیدن او آمده است، سخن میگوید و به زیباییهای او اشاره میکند. او از احساسات عاشقانه و آشفتگی خود در برابر این معشوق مینویسد و خانهاش را به نوعی نماد عشق و وفاداری معرفی میکند. شاعر به محبوبش یادآوری میکند که اگر وفادار است، باید در اینجا بماند و به وعدههایشان عمل کند، و در نهایت، ویرانی سرای دل را به خاطر فقدان معشوق اشاره میکند. این شعر پر از اشتیاق و آرزوهای عاشقانه است که در فضاهایی پر احساس و درام میچرخد.
هوش مصنوعی: یک شب، زیبای ترکمن مانند ماه بود و وقتی به ترکی سخن گفت، خوشایندتر شد و در آن شب به صورت من آمد.
هوش مصنوعی: چشم من مثل رود در حال جاری شدن است و بر بام آن، ماه نو نیز قرار دارد که به سمت چشم من میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خانهی من، خانهای برای توست و خوش آمدید. از اینکه به خانهام آمدهاید، خوشحالم و از شما استقبال میکنم.
هوش مصنوعی: عاشقان در زمان بارانی گریه میکنند؛ بیا به خانه و وارد شو تا این احساس را درک کنی.
هوش مصنوعی: این خانه خالی است، پس از آن دور نشو که درش بسته است و باید باز شود.
هوش مصنوعی: اگر به وعدههای قدیمی وفا کنی، باید خود را جای دیگری قرار دهی.
هوش مصنوعی: ویران کردی خانه و کاخ کمال به خاطر طاق ابروی دلبران.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خداوند عید روزه گشای
بر تو فرخنده شد چو فر همای
مژده ها داردت ز نصرت و فتح
شاد باش و به عز و ناز گرای
ای بر اطراف مملکت برده
[...]
ای همایون بنای آهو پای
آهویی نانهاده در تو خدای
ایمن از مکر و قصد یکدیگر
در تو شیران و آهوان سرای
سقف تو چون فلک نگارپذیر
[...]
هست گویی به حکم بار خدای
آفتاب اندر این خجسته سرای
آفتابی که دید در گیتی
بر نهاده کلاه و بسته قبای
سایهٔ ایزدست شاه جهان
[...]
بیش از این در میان چاه مپای
دست بر حبل زن، زچاه برآی
بس مبارک بود چو فر همای
اول کارها به نام خدای
ذوالجلالی که پیک درگهش اند
ماه و خورشید آسمان فرسای
آنکه اندر خزان قدرت اوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.