گنجور

 
کمال خجندی

ترکمن مه بود بترکی آی

خوش بود یکشبی به پیش من آی

دیده مه که چون رود بر بام

نو مهی هم به بام دیده برای

خانه بنده بنده خانه تست

خیر مقدم خوش آمدی فرمای

گریه عاشقان به بین ز برون

روز باران بیا به خانه در آی

خانه خالیست از میان مگریز

در به بند و میان بسته گشای

گر وفا می کنی بجای خودست

وعده های کهن به بار بجای

کرد ویران سرای و کاخ کمال

طاق ابروی دلبران سرای