گنجور

 
کمال خجندی
 

حدیث خوشی هیچ با ما نگوئی

سخن جز به شمشیر قطعا نگونی

بحل کردمت خون خود گر بنازی

کشی زودم امروز و فردا نگونی

هرآن شربت غم که دادی نخستین

بمن ده بشرطی که صهبا نگونی

چو گونی لقب نازل از آسمان شد

نهان از چه شد آب حیوان که داند

نهان از چه شد آب حیوان که داند

تو با آن دهان نکته تا نگوئی

مبادا که پابند نقش دهانت

بهر کس دگر این معما نگوئی

کمال آنچه گونی از آن روی زیبا

برویش که جز خوب و زیبا نگویی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.