گل را به دور روی تو کس بو نمیکند
بلبل به بوستان سخن او نمیکند
تا دیده باز یافت خیال قدت در آب
دل جستوجوی سرو لب جو نمیکند
شیرینلبی که دید دهان چو قند تو
وصف دهان خود سر یک مو نمیکند
با عاشقان، رقیب، دل نازک تو را
بد میکند همیشه و نیکو نمیکند
انکار زردی رخ ما رسم یار نیست
این کار جز رقیبِ سیهرو نمیکند
کار طلب ز پیش به سر باختن برند
سالک چرا قبای خود از گو نمیکند
دایم حدیث روی نکو میکند کمال
اندیشه از حکایت بدگو نمیکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و بیان میکند که هیچ کس نمیتواند مانند او توصیفش کند. او با جستجوی زیبایی محبوب در طبیعت و اشعار دیگران، به ناکامی و حسرت میرسد. همچنین، شاعر به رقیبانی که در پی دلربایی از محبوب هستند، میتازد و اشاره میکند که این رفتارها تنها از کسی که خود به سیاهی و زشتی مشهور است سر میزند. در نهایت، شاعر بر این باور است که صحبت در مورد زیبایی محبوبش ادامه دارد، اما هیچ چیزی مانع از اندیشه و گفتوگوی او دربارهاش نخواهد شد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند بوی گل را به دور چهرهات برساند و بلبل هم در باغ به خاطر تو صحبت نمیکند.
هوش مصنوعی: وقتی چشمانم را گشودم، تصویر زیبایی تو را در آب دیدم و دلم دیگر به دنبال لبی است که شبیه سرو باشد، نمیگردد.
هوش مصنوعی: شیرینزبانى که دهانش مانند قند است، به هیچوجه نمیتواند زیبایى دهان خود را توصیف کند.
هوش مصنوعی: عاشقان همیشه با دل حساس تو بدرفتاری میکنند و هرگز خوب رفتار نخواهند کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد رنگ زرد رخسار ما را انکار کند، این کار عادی نیست و تنها رقبای بدچهره چنین چیزی را انجام میدهند.
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی حقیقت است، چرا با رفتار خود به دیگران نشان نمیدهد که از چه چیزهایی دست کشیده و به کجا میخواهد برود؟
هوش مصنوعی: همواره از زیباییهای چهره صحبت میکند و به خوبیهای آن میپردازد، اما هرگز از داستانهای بد و زشت چیزی نمیگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمیکند
تا هرچه غیر اوست، به یک سو نمیکند
روشن نمیشود ز رمد، چشم سالکی
تا از غبار میکده، دارو نمیکند
گفتم: ز شیخ صومعه، کارم شود درست
[...]
الفت به عاشقان سگ آن کو نمیکند
وحشت رَم از طبیعت آهو نمیکند
از پاکدامنان نکند حسن اجتناب
گل با صبا مضایقه در بو نمیکند
از سینه هر دلی که به بوی تو شد جدا
[...]
دل ترک عشق آن بت دلجو نمیکند
من ترک عشق میکنم و او نمیکند
بر دیدهام نشین نفسی زآن که باغبان
بیسرو لذتی ز لب جو نمیکند
مایل به دیگران شود از منع من، بلی
[...]
دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکند
زین قبله گه بجای دگر رو نمیکند
اینگونه رم که چشم تو کرد از من ضعیف
در صیدگه ز شیر نر آهو نمیکند
ای دل وفا مخواه ز خوبان که خوبرو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.