گنجور

 
کمال خجندی
 

رخت گلبرگ خودرو مینماید

در او از ناز کی رو مینماید

ز خوبیها که در تست از هزاران

دهانت بکسر مو مینماید

خیال عارضت در چشم گریان

چو آب چشمه در جو مینماید

رخ خود دید گل در آب و گفتا

اگر نکنم غلط او مینماید

به روی دوست مانند ست خورشید

به چشم گرم آزان رو مینماید

چو مطرب خواند ابیات نو گویند

که این گوینده خوشگو می نماید

کمال از وصف آن به هرچه گونی

بوجهه عقل نیکو می نماید