ای من غلام روی تو هر چه تمامتر
شهری تو را غلام و دعاگر غلامتر
چشمم که ساختی بره انتظار خشک
دارند زلف و عارض تو صبح و شامتر
گر آه و ناله از تو بر آورده اند نام
از هر دو هست دیده گریان بنامتر
می را که می نهند به هر مجلسی حرام
گر نیست ساقیش چو تو باشد حرامتر
طوطی به منطق تو ندارد زبان بحث
با آنکه هست از همه شیرین کلامتر
طاووس خوش خرام رها کن بصحن باغ
آن سرو ناز بنگر ازو خوش خرامتر
تا کشتهی منی بر آن استان کمال
کس نیست در جهان ز تو عالیمقامتر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و او را برترین و بینظیرترین میداند. شاعر خود را غلام و خدمتگزار معشوق میخواند و از حالات و زیباییهای او سخن میگوید. چشم انتظار معشوق است و اندوه خود را برای دوری از او بیان میکند. همچنین، به می و نوشیدن اشاره میکند و میگوید اگر ساقیاش مثل معشوقش نباشد، مینوشیدن حرام است. در نهایت، شاعر معشوق را از همه مخلوقات برتر و مقامش را عالیتر میداند.
هوش مصنوعی: ای من، تمام وجودم فدای چهرهات است. تو، ای شهر، من را به عنوان خدمتگزار و دعاگوی خود پذیرا باش و من حتی بیشتر از این نیز فدای تو میشوم.
هوش مصنوعی: چشمانم که به تو دوخته شدهاند، همواره در انتظار تو هستند، خواه با زلفهای زیبا و خواه با چهرهات، صبح و شب.
هوش مصنوعی: اگر از تو صدای آه و ناله بلند شده، نام تو و آن که گریان است، بر روی زبانهاست.
هوش مصنوعی: هر جا که مینوشند، اگرچه میالتی حلال باشد، اما اگر ساقیاش تو باشی، آن می هم به مراتب حرامتر است.
هوش مصنوعی: طوطی نمیتواند با تو بحث کند، اما صدایش از همه شیرینتر است.
هوش مصنوعی: طاووس زیبا را رها کن و به باغ برو، آن سرو ناز را تماشا کن که از او زیباتر و باوقارتر است.
هوش مصنوعی: در این جهان هیچکس به مقام و جایگاه تو نمیرسد، حتی اگر من کشتهی عشق تو باشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.