گنجور

 
کمال خجندی
 

درین پستی گر آن مه را نیابی

به بالا هم شوی آنجا نیابی

طنابت کی کشد زین سو به بالا

سر رشته از اینجا تا نیایی

تو هیچی با وجود او وز این هیچ

نیایی هیچ تا او را نیابی

شوی گم زیر پنهانخانه خاک

گر آن معشوق را پیدا نیابی

بدونان کم نشین کز صحبت دون

مقام قرب او ادنی نیابی

همی می جو کمال امروز و می پرس

که نرسم جوئیش فردا نیابی

به ترکستان با آن خاک درباب

اگر در روم مولانا نیابی