گنجور

 
کمال خجندی
 

نقد جان چیست که در دامن جانان ریزم

گر بخواهد ز سر هر دو جهان برخیزم

بی گناه در همه نیغم بزند بار عزیز

ادب آنست که گردن نهم و نستیزم

رسم باشد که گریزند غلامان ز جفا

من غلام تو چنانم که کشی نگریزم

در رحمت بگشایند به رویم فردا

گر بود سلسله زلف تو دستاویزم

می برد از شکر ناب به شیرینی دست

با * حدیث لب او نکته درد آمیزم

گر گناهست چنین روی به دیدن چو کمال

من نه آنم که ازین گونه گنه پرهیزم

من که خوارزم گرفتم به سخنهای غریب

نبود میل عراق و هوس تبریز ممه

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.