این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است
وین حور بهشت از شکر ناب سرشته است
در باغ بهشت این قد و رخسار ندیدند
این سرو که بنشانده و این لاله که کشته است
ما روضه نخواهیم که هرجا چو تو حوری است
سوگند به خاک سر کویت که بهشت است
اینجا سخن سرو نگوئیم که پست است
و آنجا صفت ماه نخوانیم که زشت است
خطی که لبت در قلم آورد چو یاقوت
انصاف توان داد که یاقوت نوشته است
خشت در خود بر سر عاشق مزن ای دوست
ما را ز سر خویش چه غم حیف ز خشت است
از حرفه ئلت دید کمال آن مه و می گفت
این رشته باریک درین خرقه که رشته است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و شیرینی معشوق خود سخن میگوید و او را به بهشت تشبیه میکند. او ویژگیهای معشوق را همچون حوریان بهشتی توصیف کرده و تأکید میکند که هیچ چیز در دنیا به زیبایی و جذابیت او نمیرسد. شاعر آرزو میکند که عشق او تنها بهشت او باشد و از هر چیز دیگری که به زیبایی او نمیرسد، چشمپوشی میکند. در آخر، اشارهای به عشق و اهمیت آن دارد و از درد عاشقی نمیگوید، بلکه به زیبایی عشق و معشوق توجه میکند.
هوش مصنوعی: این میوهی خوشمزه گویی از باغ بهشت آمده و این زیبا دختران بهشت از شکر خالص ساخته شدهاند.
هوش مصنوعی: در باغ بهشت، هیچ کس این اندام زیبا و چهره دلربا را ندیده است. این درخت سرو که قد برافراشته و این لاله باغ که زیباییاش بینظیر است، هیچ کجا قابل مقایسه نیستند.
هوش مصنوعی: ما به باغ و بهشت نیازی نداریم، چون هر جا که تو باشی، حس زیبایی و عشق را داریم. قسم به خاک سر کویت که خود بهشت واقعی است.
هوش مصنوعی: در اینجا از بیان ویژگیهای درخت سرو صحبت نمیکنیم چون پایینرتبه است و در آنجا هم به توصیف ماه نمیپردازیم چرا که او زشت است.
هوش مصنوعی: هر کلامی که بر لبانت جاری میشود، مانند خطی است که با دقت و زیبایی نوشته شده؛ به طوری که ارزش و زیبایی آن به اندازه یاقوت است و گویی یاقوت خود این سخن را به زیبایی منتقل کرده است.
هوش مصنوعی: ای دوست، بر سر عاشق خود سنگ نزن؛ ما از خود چه نگرانی داریم؟ چه حیف که سنگ بر سر بزنیم.
هوش مصنوعی: او از هنر و شایستگیات آگاه شد، مانند آن مه (چهره زیبا) و میگوید که این رشته نازک در این لباس، همان رشتهای است که به آن اشاره میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست، پیروزی آنجاست
ساقی، تو بده باده و مطرب تو بزن رود
تا می خورم امروز، که وقت طرب ماست
می هست و درم هست و بت لالهرخان هست
[...]
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست؟ پیروزی آن جاست
گویند عقابی به در شهری برخاست
وز بهر طمع پرّ به پرواز بیاراست
ناگه ز یکی گوشه ازین سختکمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
[...]
ای صاحب اعلی دل تو عالم اعلاست
رای تو چو خورشید، درخشنده و والاست
گر دهر مُهَنّاست بدین عید همایون
این عید همایون به بقای تو مهناست
عالم به تو خرم شد و گیتی به تو روشن
[...]
شب هست و شراب هست و عاشق تنهاست
برخیز و بیا بتا که امشب شب ماست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.