گنجور

 
کمال خجندی
 

من بر سر آن کر بچه کارم همه دانند

در سر هوس روی که دارم همه دانند

رانی چو سگم از در و گونی که بکن عقو

تا حشر من این در نگذارم همه دانند

گر آه من آن سرو نداند که بلند است

مرغان چمن ناله زارم همه دانند

گیرم که به خون زخم بپوشم ز طبیبان

از ناله دل و جان نگارم همه دانند

گیرم ز بزرگی سگ خویشم شمرد بار

من کیستم و در چه شمارم همه دانند

باران اگرت جان و سر آرند بتحقه

من نیز به باران تو بارم همه دانند

گر خلق ندانند کمال این سخن کیست

چون معنی نو در قلم آرم همه دانند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.