چشمش را عقل و مبه و جان زد
این دزد هزار کاروان زد
هر نیر بلا که سوی دلها
از غمزه کشید بر نشان زد
خاک در او چو دیده دریافت
اشک آمد و سر بر آستان زد
مه کرد شبی طواف آن گوی
صد چرخ دگر به ذوق آن زد
در پوزه دستبوس کردم
دستم بگرفت و بر دهان زد
شد خسته ز لطف آن بناگوش
هرگه در گوش او برآنه زد
در شد سخن کمال و زد لاف
لاف از سخن چو در توان زد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشقی عمیق و تأثیرگذار پرداخته است. شاعر از چشمی میگوید که تحریککننده و فراموشنشدنی است و دلها را تحت تأثیر قرار میدهد. او به زیبایی و ظرافت معشوق اشاره کرده و از اشکهایی که به خاطر عشق ریخته میشود، سخن میگوید. شاعر به طواف و عبادت معشوق خود در شب اشاره دارد و از خستگی و شوقی که در او ایجاد شده است، میگوید. در نهایت، این شعر بر قدرت سخن و تأثیر آن در دلها تأکید دارد.
هوش مصنوعی: چشمان او چون عقل و فهم را به خود جلب کرد، این دزد قادر بود که به هزاران کاروان آسیب برساند.
هوش مصنوعی: هر چه بلا و مصیبت که به دلها فرود آمد، به خاطر نگاه پرغوغا و اشارهای است که به سوی آنها بود.
هوش مصنوعی: خاک در او مانند چشمی بود که اشک میریزد و بر درگاه خداوند زانو میزند.
هوش مصنوعی: در شبی زیبا و پرستاره، ماه به دور خود میچرخید و جلوه خاصی داشت. این زیبایی و نشاط او، باعث شد تا دیگران نیز به وجد بیایند و به دنبال لذتی مشابه بروند.
هوش مصنوعی: دست من را در پوزهاش گرفتم و او آن را بوسید و سپس بر دهانم زد.
هوش مصنوعی: او از محبت و نیکی آن شخص خسته شده و هر بار که در گوش او چیزی میگوید، او گوشش را تیز میکند و به حرفش توجه نمیکند.
هوش مصنوعی: در گفت و گو، کمال را به دست آورد و از حرف زدن در این مورد خود را به خوبی نشان داد، چون وقتی توانایی دارد، میتواند به راحتی صحبت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیداری پاسبان بی مزد
گنجینه برد به شرکت دزد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.