گنجور

 
کمال خجندی

نارگی می جنبدم در تن چو چنگ

باشه آهنگم بمیهای چو زنگ

زاهدا رزق از ازل بنهاده اند

بر کف ما جام و در دست تو سنگ

نیست ما را در میان مال پدر

با منت جان برادر چیست جنگ

سلسبیل ما و حور اینک بنقد

ساقی گلبو شراب لاله رنگ

ساقیا می ده که شاهد رخ نمود

موسم گل شد چه فرمائی درنگ

چون دهان و زلف او بی عکس جام

هسته بر مستان جهان تاریک و تنگ

می به آواز پریشم خور کمال

مطربی گر آیدت روزی به چنگ

 
 
ابوالمؤید بلخی

عید شد دیگر که آن دلدار شنگ

بهر کشتن جامه ها پوشد زرنگ

مولانا

عاشقیّ و آن‌گَهانی نام و ننگ؟

او نشاید عشق را، دِه سنگْ سنگْ

گر ز هر چیزی بلَنگی دور شو

راهْ دور و سنگلاخ و لَنگْ لَنگ؟

مرگ اگر مرد است آید پیش من

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۶۶ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

نیست عاشق پای بند نام و ننگ

نام و ننگ عاشقان شیشه ست و سنگ

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
صوفی محمد هروی

گر بود با من به صلح و گر به جنگ

رو نگرداند دل از وی هیچ ... نگ

بعد ازین ناموس را یکسان کنم

راست ناید عشق چون با نام و ننگ

زاهدا دست از من مسکین بشو

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه