لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
کمال خجندی

دل در طلبت حیات جان یافت

جان از تو بقای جاودان یافت

گم کرده نام و ننگ و هستی

تاجست ز نو نشان نشان یافت

در کنه تو خاطر بقین جوی

خود را عجمی تر از گمان یافت

عقل این قدر از حریم وصلت

دریافت که در نمی توان یافت

دریافت نرا هر آنکه خود را

سر بر در و رخ بر آستان یافت

طالب به دو دیده نقش او بست

مطلوب چو عین شد عیان یافت

در خاک طلب کمال شاباش

در جستی و صد هزار کان یافت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عطار

تا دل ز کمال تو نشان یافت

جان عشق تو در میان جان یافت

پروانهٔ شمع عشق شد جان

چون سوخته شد ز تو نشان یافت

جان بود نگین عشق و مهرت

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

بلبل چو هوای گلستان یافت

هر کام که بود در زمان یافت

در صومعه دل نیافت ذوقی

ذوقی ز حضور عاشقان یافت

بی جام شراب عشق ساقی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه