گنجور

 
کمال خجندی
 

عاشقان قصه های نو شنوید

که شما نیز عاشقان نوید

می رسد از خدا نسیم نوی

خس نهایه از نسیم زنده شوید

بالغی نی و دعوی پیران

کشت خود نا رسیده میدروید

ما گهر بافتیم چند شما

در ره سنگک و مجوره دوید

این گهر با شما بنفروشم

تا به دکان و خانه در گروید

در صف صوفیان صاف امید

گر مریدان مصلحت شنوید

دامن افشان ز خان ومان چو کمال

بر در شیخ مصلحت بروید