گنجور

 
کمال خجندی
 

من ز غمت خرم و به یاد تو شادم

درد تو دارم که هیچ درد مبادم

تا ورق روی تو مطالعه کردم

هرچه بخواندم همه برفت ز یادم

قصه سوز درون خویش بمردم

مردم و چون شمع در میان ننهادم

تا نبرد بوئی از تو باد صبا نیز

از دل پرخون چو غنچه لب نگشادم

روی تو دیدم شبی در آینه جام

جام می از دست و من ز پای فتادم

سعی نمودم به پای بوس نو عمری

با همه جهد آن مراد دست ندادم

از تو کمال شکسته جز تو نخواهد

زانکه مرید توأم من و تو مرادم

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Teddy در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۳ نوشته:

بیت چهارم ایهام دارد
1.بو بردن به معنای آگاهی یافتن باد از راز عشق عاشق
2.بردن بوی عشق یار توسط باد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.