گنجور

 
کمال خجندی
 

گفت بار از غیر ما پوشان نظر گفتم بچشم

وآنگهی دزدیده درما مینگر گفتم بچشم

گفت اگر بابی نشان پای ما بر خاک راه

برفشان آنجا بدامنها گهر گفتم بچشم

گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک

هم به مژگانت بروب آن خاک در گفتم بچشم

گفت اگر سر در بیابان غمم خواهی نهاد

تشنگانرا مژده از ما بر گفتم بچشم

گفت اگر گردد لبت خشک از دم سوزان آه

باز میسازش چو شمع از گربه نر گفتم بچشم

گفت اگر گردی شبی از روی چون ما هم جدا

تا سحرگاهان ستاره میشمر گفتم بچشم

گفت اگر داری خیال در وصل ماکمال

فر این دریا به پیما سربسر گفتم بچشم

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Teddy در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۲ نوشته:

بیت 6: ستاره میتواند استعاره از اشک باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Teddy در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۳ نوشته:

بیت 7 : قعر این دریا ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.