گل و رخسار تو دارند به هم یکرنگی
لب شیرین و دهانت به شکر هم تنگی
به ملامت نشد از لوح دل آن نقطه خال
که سیاهی نتوان شست به آب از زنگی
خالهای سیه تو بزنخدان گوئی
دهنت دانه بچه کرد ز بیم تنگی
تا چرا غمزه و ابروی توأم زود نکشت
سالها رفت که با تیر و کمان در جنگی
صوفی ار جام لبت بیند و در کنج حضور
نشکند شیشه سالوسة زهی بی سنگی
جامه رنگین چه کنی جام طلب کز می عشق
رنگ آنراست که دارد صفت بی رنگی
تا هنوزت قدمی در ره هستیست کمال
رو که از مقصد خود دور به صد فرسنگی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و جذابیتهای معشوق خود میپردازد و از هماهنگی رنگها و لطافتهای چهرهاش میگوید. او به خال سیاه روی صورت معشوق اشاره میکند و به دلایل جذابیت آن اشاره دارد، در حالی که از جنگ عاشقانه و جذابیتهای ابرو و غمزه او نیز یاد میکند. شاعر به اهمیت عمیق دلباختگی و میل به عشق اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که جستجوی عشق چه رنگ و بویی دارد. در نهایت، او به دوری از مقصد و حقیقت وجودیش در عشق اشاره میکند و از تأثیری که این عشق بر او دارد، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: شکوه گل و زیبایی چهرهات به هم شباهت دارند و لبهای شیرین تو و دهانات به شکر نزدیک و هماهنگ هستند.
هوش مصنوعی: دل در برابر ملامت و سرزنش غیرت دارد و نمیتواند لکهای را که با آب قابل پاک شدن نیست، از خود بزداید. یعنی برخی عیبها و نقصها آنقدر عمیق و ریشهدار هستند که حتی با تلاش هم نمیتوان آنها را از بین برد.
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه تو مانند دانههای درشتی به نظر میرسند که به خاطر تنگی دهان، به هم فشرده شدهاند.
هوش مصنوعی: چرا چشمان و ابروهای زیبایت زودتر مرا به کام مرگ نکشیدند؟ سالهاست که من در جنگی با تیر و کمان درگیرم.
هوش مصنوعی: اگر صوفی، جام لبانت را ببیند و در مکانی که حضور دارد، شیشهی نفاق و ریا را نشکند، بیشک این نشاندهندهی بیاحساسی و سطحی بودن اوست.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی جامهای رنگین را بر تن کنی وقتی که جام عشق به رنگی است که ویژگیاش بیرنگی است؟
هوش مصنوعی: تا وقتی که قدمی در مسیر زندگی داری، به دنبال کمال برو؛ حتی اگر از هدف خود بسیار دور باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای غم عشق تو برده ز دل ما تنگی
آرزوی مه و خور با رخ تو همرنگی
شرح دل کرد چنان عشق که نتواند اگر؟
پای بیرون نهد از دایره دل تنگی
حبشی زلفی و از بندگی عارض تو
[...]
از بهار کرمت گل نکند دلتنگی
عندلیبان تو دورند ز بی آهنگی
غنچه ات گر چه سخن می کند از یکرنگی
نرگست با همه کس آشتی و هم جنگی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.