گنجور

 
کمال خجندی

کاف کفر ما ز طاها بر ترست

قاف عشق از کاف پاها برترست

عشق اگر زان لب دهد دشنام زهر

عزت این از دعاها برترست

بر زبان عاشقان کفری که رفت

از محامد وز ثناها برترست

اقتدا بر آن قد و قامت بکن

کز نماز این اقتداها برترست

درد کز دل ناله بر گردون کشد

اینچنین درد از دواها برترست

گفتگوی او بما از کینه نیست

زآشتی این ماجراها برترست

هر زمان جنگ است او را با کمال

طرفه جنگی کز صفاها برترست