گنجور

 
کمال خجندی

ترا شوخ اندک وفا گفته ایم

هنوز اندک است این که ما گفته ایم

دل ما ز غم سوختی چند جای

به تو این سخن چند جا گفته ایم

هلاک تن ماست دائم دعات

میرن تو آمین بگو ما دعا گفته ایم

بر آن خوان که نقلش کباب دلست

نخستین غمت را صلا گفته ایم

به جمعی که عاشق کشان حاضرند

از اول ترا مرحبا گفته ایم

حدیث دل و عقله از ما مپرس

که ما ترک این ماجرا گفته ایم

سخنهای نو بشنوید از کمال

که اینها درین روزها گفته ایم