گنجور

 
کمال خجندی
 

هدایه خواندی و هیچت هدایتی نرسید

عناه کشید و زآن سو عنایتی نرسید

از خوان علم که پر نقل حکمت است ترا

برون ز نقل حدیث و روایتی نرسید

به گوش نهادی شبه نزول و همین

ز لحن غیب بگوش تو آبتی نرسید

ترا چه سود بروز جزا و قابه و جزو

چو از وقابة عفوش حمایتی نرسید

ندیده دیده بینا بابت این راه

به هر مکاشفه تا در نهایتی نرسید

از سالکان خبری بافتم بغابت راست

که یک رونده درین ره بغایتی نرسید

از آن دهان که «ذو العلم» لفظ اوست کمال

بگوش حرف شنو جز حکایتی نرسید

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.