گنجور

 
کمال خجندی
 

اگر تو فخر نداری بدلقه گرد آلود

ایاز خاص نباشی به حضرت محمود

هر آنکه خلعت سلطان عشق در پوشد

به حله های بهشتی کجا شود خوشنود

برنگ خرقه ازین رقعه بوی دردی نیست

چو درد عشق نداری لباس فقر چه سود

ز طیلسان سیه کس بساط قرب نیافت

جز آنکه نیرگینی در گلیم بخت افزود

جو مرد راه شدی بگذر از سرو دستار

که شاه عشق به مردان خود چنین فرمود

ز نیک و بد نتوان رست تا خرد باقیست

که جامعه از کف هشیار مشکل است ربود

ز هرچه عرض کننده از مقام دینی و دین

کمال خواه که آنست غابت منصور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.