گنجور

 
کمال خجندی
 

به نینی که بر آن در بریم سجده خاص

همیشه فاتحه خوانیم از سر اخلاص

دلا چو طالب وصلی ز آب دیده منال

که در به چنگ نیاره چو دم زند غواص

مراد هر دو جهان یافتم به دولت دوست

دمی که یافتم از محنت رقیب خلاص

اب تو گشت مرا ساقیا برسم فدا

بریز خون صراحی که والجروح نصاص

به زاهدان نرسد بوی نو به رندان نیز

عوام را چه رسد چون نمی رسد به خواص

حدیث سیمیذاران کران گران شنوند

گرفته اند مگر گوش پارسا به رصاص

کمال شهر گرفتی به فضاهای غریب

که عام گیر بود در سخن معانی خاص

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.