گنجور

 
کمال خجندی
 

دل سختت به سندان سخت بارست

دهانت را میان بس راز دارست

به آن خاک قدم جان همنشین است

به آن چاه ذقن دل یار غارست

ز بار جور و بار غم نترسم

من و آن آستان چندانکه بارست

چو بر گل میخرامی پا نگه دار

که گل را بیشتر زحمت ز خارست

به طاق ابروان در رشته کاریست

سر زلفت ولی رخ ساده کارست

که بست آن نقش عارض آفرین باد

که آب دست در وی آشکارست

کمال از گفته خود هرچه داری

تخلص های تو بس آبدارست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.