گنجور

 
سلیم تهرانی

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع «آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها «ر» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شماره ۱: دلا تویی که به کار خودت گزیده خدا

شماره ۲: الهی دور دار از ما غرور بی گناهی را

شماره ۳: جهان کهنه چو نو کرد عادت و خو را

شماره ۴: ما را سپرده است به ساقی حبیب ما

شماره ۵: تا کی بود ز راه خطا، پیچ و تاب ما

شماره ۶: خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را

شماره ۷: به صورت تو بتی کمتر آفریده خدا

شماره ۸: تا چند دیر و کعبه، مخوان این فسانه را

شماره ۹: ای ز چشمت خفته در چشم غزالان نازها

شماره ۱۰: ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرها

شماره ۱۱: سخن بست از لبم احرام طوف کعبه دل‌ها

شماره ۱۲: شراب نقل نخواهد، بگیر ساغر را

شماره ۱۳: به راه عشق خطر نیست بینوایان را

شماره ۱۴: مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا

شماره ۱۵: پیری نشد خزان گل شاخسار ما

شماره ۱۶: محبت از دل ما شسته نقش کینه‌خواهی را

شماره ۱۷: در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را

شماره ۱۸: یک شب از بخت زبون شمعی نشد هم‌دوش ما

شماره ۱۹: ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما

شماره ۲۰: تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا

شماره ۲۱: حریم بزم عشق است این، چرایی ناامید اینجا؟

شماره ۲۲: هر که از فرقه ما نیست، لئیم است اینجا

شماره ۲۳: نمی کشد به چمن، طبع پرغرور مرا

شماره ۲۴: چو ماه شعشعه ماست برق خرمن ما

شماره ۲۵: فغان که سوخت جهان بهانه گیر مرا

شماره ۲۶: ‎تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را

شماره ۲۷: چو تیغ نیست محابا ز خصم پیشه ما

شماره ۲۸: افروخت از تبسم مینا ایاغ ما

شماره ۲۹: ای تازه رو، ز زخم خدنگ تو داغ ما

شماره ۳۰: در قفس رفته چو قمری چمن از یاد مرا

شماره ۳۱: چه غافلی‌ست ز دور سپهر‌، مردم را

شماره ۳۲: شعله دارد ز تو آیین غضبناکی را

شماره ۳۳: لب تو کرد پر از می ایاغ آینه را

شماره ۳۴: ذوقی ز باغ نیست دل غم پذیر را

شماره ۳۵: عشق را در قید دارد پیکر رنجور ما

شماره ۳۶: به گوش کس نبود آشنا حکایت ما

شماره ۳۷: رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟

شماره ۳۸: نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی را

شماره ۳۹: چشمت ز ناز بسته به نظاره راه را

شماره ۴۰: ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار ما

شماره ۴۱: کند به راه تو پامال، آسمان ما را

شماره ۴۲: احتراز از عشق کی باشد دل دیوانه را؟

شماره ۴۳: گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما

شماره ۴۴: می‌دهد سیل سراغ ره ویرانه ما

شماره ۴۵: عشق دیگر در فغان آورده ناقوس مرا

شماره ۴۶: آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را

شماره ۴۷: تا به کی آن آهوی وحشی نگردد رام ما

شماره ۴۸: نتوان گفت به رویش سخن آینه را

شماره ۴۹: سینه ریشانیم و دارد آن دهن درمان ما

شماره ۵۰: بس است شاهد مستی همین گلستان را

شماره ۵۱: ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما

شماره ۵۲: خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را

شماره ۵۳: آیینه کجا دیده ست، رخسار چو ماهش را

شماره ۵۴: نگاه باغبانم، می‌پرستم لاله و گل را

شماره ۵۵: فلک نبود به مستی حریف ناله ما

شماره ۵۶: می‌جهد برق ز آه دل غم‌پیشه ما

شماره ۵۷: چو غنچه نیست نهان از کسی دفینه ما

شماره ۵۸: مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا

شماره ۵۹: منم آن مرغ که دل نوحه طراز است مرا

شماره ۶۰: نشد درست به هندوستان شکسته ما

شماره ۶۱: تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو را

شماره ۶۲: ای قناعت مژده‌ای ده شاه هفت اقلیم را

شماره ۶۳: دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما

شماره ۶۴: برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را

شماره ۶۵: کی به دل آرم خیال آشیان خویش را

شماره ۶۶: سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا

شماره ۶۷: کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا

شماره ۶۸: دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را

شماره ۶۹: گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را

شماره ۷۰: یارب این چاک گریبان ز چه باشد گل را

شماره ۷۱: شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا

شماره ۷۲: گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را

شماره ۷۳: تا چند کنی خون دل صاحب نظران را

شماره ۷۴: در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما

شماره ۷۵: ز حریم کعبه کمتر نبود کنشت ما را

شماره ۷۶: جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما را

شماره ۷۷: ز طوف میکده واجب بود سپاس مرا

شماره ۷۸: در دوزخ و بهشت نیاسوده‌ایم ما

شماره ۷۹: به غیر میکده زاهد بود شراب کجا

شماره ۸۰: گل ز بلبل یاد گیرد مستی جاوید را

شماره ۸۱: چو غنچه جمع کن از خار عشق دامان را

شماره ۸۲: بیا که سوخت ز شوق تو لاله در صحرا

شماره ۸۳: من از میانه برون، یار در کنار مرا

شماره ۸۴: درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را

شماره ۸۵: در دیده ندارم دگر ای عهدشکن آب

شماره ۸۶: نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب

شماره ۸۷: سخن ماست سربسر مرغوب

شماره ۸۸: خون گل ریزد درین باغ پرافسون آفتاب

شماره ۸۹: بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شراب

شماره ۹۰: نوبهار است و به جدول می‌رود مستانه آب

شماره ۹۱: بهار است و چمن چون روی محبوب

شماره ۹۲: خامه را پیدا شد از حرف تو در دل اضطراب

شماره ۹۳: دیدم آخر به دست، جام طرب

شماره ۹۴: چو احتیاج طلب می شود، نقاب طلب

شماره ۹۵: از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست

شماره ۹۶: گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست

شماره ۹۷: یاد ایامی که حسن اندیشه ناموس داشت

شماره ۹۸: بی تو امشب ساغر می، دیده خونبار داشت

شماره ۹۹: مژده حسن قبولم در سخن از اول است

شماره ۱۰۰: عشق او در وادی من فکر‌ها بسیار داشت

شماره ۱۰۱: ناله ما چون جرس شایسته تأثیر نیست

شماره ۱۰۲: چه ذوق در شب وصل از نظاره صبح است؟

شماره ۱۰۳: بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است

شماره ۱۰۴: شورش مغز جنون ناله مستانه ماست

شماره ۱۰۵: با رسوم جهان دلم جنگی ست

شماره ۱۰۶: کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست

شماره ۱۰۷: مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است

شماره ۱۰۸: دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است

شماره ۱۰۹: لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست

شماره ۱۱۰: شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است

شماره ۱۱۱: شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت

شماره ۱۱۲: مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست

شماره ۱۱۳: به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است

شماره ۱۱۴: گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست

شماره ۱۱۵: نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست

شماره ۱۱۶: ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است

شماره ۱۱۷: ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است

شماره ۱۱۸: چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است

شماره ۱۱۹: آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست

شماره ۱۲۰: می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست

شماره ۱۲۱: دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است

شماره ۱۲۲: آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست

شماره ۱۲۳: تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت

شماره ۱۲۴: صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است

شماره ۱۲۵: درین بساط که نقشی به مدعا ننشست

شماره ۱۲۶: خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ست

شماره ۱۲۷: چشم من حلقه‌ای از سلسله دست من است

شماره ۱۲۸: گدای کوی خراباتم و غمم این است

شماره ۱۲۹: جهان بر خود مرا واله گرفته ست

شماره ۱۳۰: می‌شناسم چشم او را، طرفه مست کافری‌ست

شماره ۱۳۱: بیار می که غمم باز در هجوم گرفت

شماره ۱۳۲: میخانه ی ما چون طرب آباد بهار است

شماره ۱۳۳: در چمن چون لاله می بی‌باک می‌باید گرفت

شماره ۱۳۴: مهر و کین تو هر دو مطلوب است

شماره ۱۳۵: دلم نگاه ترا سخت آشنا دیده ست

شماره ۱۳۶: بر من هوای بزم تو بسیار غالب است

شماره ۱۳۷: نوبهار است و چمن در پی سامان گل است

شماره ۱۳۸: دل از هوای صحبت جانانه پر شده ست

شماره ۱۳۹: بی سبب کی دامنم از گریه چون دریا پر است

شماره ۱۴۰: در سر کوی تو ما را بینوایی بهتر است

شماره ۱۴۱: شعله ی شوقم و از شرم زبانم لال است

شماره ۱۴۲: مرا ز راز دو عالم، سخن بلندتر است

شماره ۱۴۳: کجا موافق طبع تو ای خردمند است

شماره ۱۴۴: ساغر گلی ز گلشن بیهوشی من است

شماره ۱۴۵: شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست

شماره ۱۴۶: چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است

شماره ۱۴۷: هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است

شماره ۱۴۸: دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است

شماره ۱۴۹: حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است

شماره ۱۵۰: شکفتگی به گل رویت آرزومند است

شماره ۱۵۱: روی نیکوی ترا تندی خو در کار است

شماره ۱۵۲: هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست

شماره ۱۵۳: آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است

شماره ۱۵۴: ز بس اشک نیازم خاکسار است

شماره ۱۵۵: میان عافیت و روزگار ما جنگ است

شماره ۱۵۶: دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت

شماره ۱۵۷: در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست

شماره ۱۵۸: سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست

شماره ۱۵۹: نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است

شماره ۱۶۰: رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است

شماره ۱۶۱: زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست

شماره ۱۶۲: بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است

شماره ۱۶۳: مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است

شماره ۱۶۴: ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است

شماره ۱۶۵: زاهد همه عمرم به می ناب گذشته ست

شماره ۱۶۶: بی‌تو در بزم طرب بس که دلم محزون است

شماره ۱۶۷: دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات است

شماره ۱۶۸: جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست

شماره ۱۶۹: زلف تو رنگ و بوی ز عنبر گرفته است

شماره ۱۷۰: فغان که در ره ما بانگی از درایی نیست

شماره ۱۷۱: ای گل شکفته شو که به جا می‌فرستمت

شماره ۱۷۲: سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت

شماره ۱۷۳: دلم از آبله غم چو کف سوخته است

شماره ۱۷۴: پیش رویش مژه را قدرت جنبیدن نیست

شماره ۱۷۵: کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست

شماره ۱۷۶: سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست

شماره ۱۷۷: رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است

شماره ۱۷۸: چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده‌ست

شماره ۱۷۹: خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است

شماره ۱۸۰: منم که مایه ی جمعیتم پریشانی ست

شماره ۱۸۱: شوق دام زلف او دلگیر باغم کرده است

شماره ۱۸۲: دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است

شماره ۱۸۳: مگذر ز دوستی که محبت مبارک است

شماره ۱۸۴: چند نالم، دل ز طبع ناله پردازم گرفت

شماره ۱۸۵: چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت

شماره ۱۸۶: با تو گل را سر و سامان خودآرایی نیست

شماره ۱۸۷: بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است

شماره ۱۸۸: تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست

شماره ۱۸۹: باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است

شماره ۱۹۰: سامان شادمانی و برگ طرب کجاست

شماره ۱۹۱: سبزه خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست

شماره ۱۹۲: کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟

شماره ۱۹۳: بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست

شماره ۱۹۴: از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است

شماره ۱۹۵: گل نشاط به بزم شراب پامال است

شماره ۱۹۶: چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست

شماره ۱۹۷: در وادی وفا ره و رفتار نازک است

شماره ۱۹۸: چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟

شماره ۱۹۹: شوق بی‌حد شد و رسوایی دل نزدیک است

شماره ۲۰۰: باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست

شماره ۲۰۱: دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست

شماره ۲۰۲: آنکه در شور آورد شوریده‌حالان را می است

شماره ۲۰۳: دل بی لب او خراب خفته ست

شماره ۲۰۴: کی بزم اسیران ترا شمع و چراغ است

شماره ۲۰۵: دلم ز نسبت روی تو مهربان گل است

شماره ۲۰۶: ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست

شماره ۲۰۷: به گلشن بی تو سروم دود آه است

شماره ۲۰۸: همچو بلبل دلم غمین گل است

شماره ۲۰۹: چو شعله گرم درآمد، چو گل به تاب نشست

شماره ۲۱۰: با نسیم صبح شمع خلوت من سرکش است

شماره ۲۱۱: بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است

شماره ۲۱۲: نارسایی به هنر در همه جا همراه است

شماره ۲۱۳: ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است

شماره ۲۱۴: دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است

شماره ۲۱۵: شد بهار و به بوستان عید است

شماره ۲۱۶: پیاله گیر که عذر شراب بی نمک است

شماره ۲۱۷: پنجه عشقم دگر قفل فغان پیچیده است

شماره ۲۱۸: هرجا نشسته، بی سروسامان نشسته است

شماره ۲۱۹: یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت

شماره ۲۲۰: پی شکستن پیمان بهانه بسیار است

شماره ۲۲۱: به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست

شماره ۲۲۲: صاف می از دگران، لای ته شیشه ز ماست

شماره ۲۲۳: کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست

شماره ۲۲۴: خشت کوی می‌فروشان سر به سر آیینه است

شماره ۲۲۵: شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست

شماره ۲۲۶: به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است

شماره ۲۲۷: شعله‌ای چون شمع من در پرده فانوس نیست

شماره ۲۲۸: هوای تخت ندارد کسی که گوشه‌نشین است

شماره ۲۲۹: هر کجا موج زند جام شرابی دام است

شماره ۲۳۰: درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست

شماره ۲۳۱: گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است

شماره ۲۳۲: ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است

شماره ۲۳۳: بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است

شماره ۲۳۴: جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است

شماره ۲۳۵: خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است

شماره ۲۳۶: خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست

شماره ۲۳۷: از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است

شماره ۲۳۸: بنای توبه ز ابر بهار در خلل است

شماره ۲۳۹: هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست

شماره ۲۴۰: خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست

شماره ۲۴۱: سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است

شماره ۲۴۲: همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت

شماره ۲۴۳: ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است

شماره ۲۴۴: غنچه دلتنگ و لاله در خون است

شماره ۲۴۵: ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست

شماره ۲۴۶: خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست

شماره ۲۴۷: موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است

شماره ۲۴۸: بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست

شماره ۲۴۹: زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت

شماره ۲۵۰: حاصل سوختگان در ره برق خطر است

شماره ۲۵۱: پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت

شماره ۲۵۲: سوختن از تب سوزان محبت تابی ست

شماره ۲۵۳: غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت

شماره ۲۵۴: عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است

شماره ۲۵۵: در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است

شماره ۲۵۶: از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است

شماره ۲۵۷: می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست

شماره ۲۵۸: کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟

شماره ۲۵۹: خصمی به میان من و غیر از سخن توست

شماره ۲۶۰: چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت

شماره ۲۶۱: امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است

شماره ۲۶۲: یار ما مونس بد و نیک است

شماره ۲۶۳: دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است

شماره ۲۶۴: خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است

شماره ۲۶۵: من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است

شماره ۲۶۶: خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست

شماره ۲۶۷: بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است

شماره ۲۶۸: آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است

شماره ۲۶۹: بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است

شماره ۲۷۰: به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت

شماره ۲۷۱: ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست

شماره ۲۷۲: در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است

شماره ۲۷۳: شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است

شماره ۲۷۴: از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت

شماره ۲۷۵: مرا کی از سبوی می گزیر است

شماره ۲۷۶: شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست

شماره ۲۷۷: ایام بهار است و گلی در چمنم نیست

شماره ۲۷۸: از شوق تو دل همره عمر گذران است

شماره ۲۷۹: خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست

شماره ۲۸۰: درین حدیقه دل مستمند بسیار است

شماره ۲۸۱: در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت

شماره ۲۸۲: ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است

شماره ۲۸۳: چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است

شماره ۲۸۴: دماغ ساغر می از شراب ما خشک است

شماره ۲۸۵: شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است

شماره ۲۸۶: حکایت لب او همچو قند مشهور است

شماره ۲۸۷: مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست

شماره ۲۸۸: غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست

شماره ۲۸۹: شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت

شماره ۲۹۰: گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت

شماره ۲۹۱: نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست

شماره ۲۹۲: بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شست

شماره ۲۹۳: سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است

شماره ۲۹۴: شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت

شماره ۲۹۵: کاروان اشک هرگه بی توام از دل گذشت

شماره ۲۹۶: بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست

شماره ۲۹۷: ای گل دگر ز دست کجا می گذارمت

شماره ۲۹۸: راحتی ما را اگر می باشد از آزار ماست

شماره ۲۹۹: رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است

شماره ۳۰۰: هر کجا موجی ست، از مژگان ما برخاسته ست

شماره ۳۰۱: خونم از دوری می در تن لاغر خشک است

شماره ۳۰۲: خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست

شماره ۳۰۳: خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است

شماره ۳۰۴: آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست

شماره ۳۰۵: واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست

شماره ۳۰۶: دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است

شماره ۳۰۷: شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت

شماره ۳۰۸: بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست

شماره ۳۰۹: با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است

شماره ۳۱۰: معنی رنگین به هر اندیشه نیست

شماره ۳۱۱: هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت

شماره ۳۱۲: شبم این روشنی کز آه دیده ست

شماره ۳۱۳: در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست

شماره ۳۱۴: کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست

شماره ۳۱۵: شور عجبی در چمن از بلبل صبح است

شماره ۳۱۶: آفت باد خزان را می توان معذور داشت

شماره ۳۱۷: مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است

شماره ۳۱۸: به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است

شماره ۳۱۹: همچو مرغان قفس ما را ز گل بویی بس است

شماره ۳۲۰: از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است

شماره ۳۲۱: مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت

شماره ۳۲۲: دلم بی طره ای آشفته حال است

شماره ۳۲۳: ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست

شماره ۳۲۴: به چشم همت من عرصه ی زمین تنگ است

شماره ۳۲۵: در مقام بی خطر، آزادگان را خواب نیست

شماره ۳۲۶: حسن با مهر و وفا بیگانه است

شماره ۳۲۷: از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشت

شماره ۳۲۸: آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است

شماره ۳۲۹: نشان هستی من چون حباب پیرهن است

شماره ۳۳۰: قصه ی منصور را سر کرده است

شماره ۳۳۱: چو مجنون بر زبانم حرف او افسانه لیلی‌ست

شماره ۳۳۲: عاشقانیم، به ما طعنه ی دیگر خود نیست

شماره ۳۳۳: گر عاشقی، از گنه چه باک است

شماره ۳۳۴: مرا گوش از بهر پیغام اوست

شماره ۳۳۵: همه تن خون دل من همچو دهان زخم است

شماره ۳۳۶: عشق خونریز که شیر مست است

شماره ۳۳۷: چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست

شماره ۳۳۸: از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست

شماره ۳۳۹: از عیش دل مرا چه رنگ است

شماره ۳۴۰: زین پس سر مینای می ناب سلامت!

شماره ۳۴۱: لطف این دلشکنان [در حق] ما معلوم است

شماره ۳۴۲: هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است

شماره ۳۴۳: ز دیده اشک چکد روز وصل یار عبث

شماره ۳۴۴: با مدعی گذشته ام بر کنار بحث

شماره ۳۴۵: زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث

شماره ۳۴۶: به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج

شماره ۳۴۷: گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ

شماره ۳۴۸: شیخ است و خودآرایی بسیار و دگر هیچ

شماره ۳۴۹: دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ

شماره ۳۵۰: بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح

شماره ۳۵۱: خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح

شماره ۳۵۲: ای کشیده می از قرابه صبح

شماره ۳۵۳: بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ

شماره ۳۵۴: حاصل من نیست از شهد سخن جز کام تلخ

شماره ۳۵۵: شد باغ از بهار، سفید و سیاه و سرخ

شماره ۳۵۶: سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد

شماره ۳۵۷: زبان که یاد دل بوالفضول می‌آرد

شماره ۳۵۸: طالع من شد ضعیف از بس غم افلاک خورد

شماره ۳۵۹: چند چون مرغ کسی بادیه پیما باشد؟

شماره ۳۶۰: زین چرخ ستمکشان نرستند

شماره ۳۶۱: سحر شد و دم تأثیر ناله می‌گذرد

شماره ۳۶۲: عمرها رفت و نشد نام زلیخایی بلند

شماره ۳۶۳: فصلی چنین که بلبل، از شوق جوش دارد

شماره ۳۶۴: امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود

شماره ۳۶۵: وجودم را غم عشق تو ای بی‌باک می‌سوزد

شماره ۳۶۶: به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید

شماره ۳۶۷: آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد

شماره ۳۶۸: ماه چون روی او نمی باشد

شماره ۳۶۹: می دو ساله به لب های یار من نرسد

شماره ۳۷۰: ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند

شماره ۳۷۱: حمله ی شوق تو غافل را دل آگاه داد

شماره ۳۷۲: آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند

شماره ۳۷۳: در چمن دوش صبا بوی تو سودا می‌کرد

شماره ۳۷۴: دامان طرب بهار افشاند

شماره ۳۷۵: خوش آن عاشق که خون از دیده نمناک او ریزد

شماره ۳۷۶: به غیر کار جفا آسمان نمی‌داند

شماره ۳۷۷: قاصد، دیگر به تو کم می‌رسد

شماره ۳۷۸: چشم من ناز توتیا نکشد

شماره ۳۷۹: آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد

شماره ۳۸۰: عشق دل‌ها را به آن زلف چو سنبل می‌دهد

شماره ۳۸۱: بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند

شماره ۳۸۲: مطلب بجز آزار ز مطلوب نباشد

شماره ۳۸۳: مرا بر حاصل کس نیست امید

شماره ۳۸۴: به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد

شماره ۳۸۵: نه همین از تو مرا گرد غم از سینه رود

شماره ۳۸۶: چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد

شماره ۳۸۷: تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد

شماره ۳۸۸: ز دل غبار به چشم پر آب می‌آید

شماره ۳۸۹: از دل گله ی ما ره اظهار نداند

شماره ۳۹۰: می‌خورم خون که حنا آن کف پا می‌بوسد

شماره ۳۹۱: چو حسن سبز تمنای اهل دید بود

شماره ۳۹۲: گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد

شماره ۳۹۳: عشق در هرجا نقاب از روی زیبا می‌کشد

شماره ۳۹۴: ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند

شماره ۳۹۵: خراب نشئه آن لب، می و مینا نمی‌داند

شماره ۳۹۶: به کوی عشق اسیران به بوی یار روند

شماره ۳۹۷: ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند

شماره ۳۹۸: بی‌لب او باده بر طبع ایاغم می‌خورد

شماره ۳۹۹: شد بهار و شمع با گل آشنایی می‌کند

شماره ۴۰۰: زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد

شماره ۴۰۱: سیل ویرانی ز کنج خانه ما می‌برد

شماره ۴۰۲: مرا ز بزم خود آن پر عتاب می‌راند

شماره ۴۰۳: درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد

شماره ۴۰۴: جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود

شماره ۴۰۵: با لطف ساعدت ید بیضا نمی‌رسد

شماره ۴۰۶: می حرام محتسب بادا که بی‌ما می‌خورد!

شماره ۴۰۷: دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می‌لرزد

شماره ۴۰۸: شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود

شماره ۴۰۹: باغبان خلد از گلزار ما گل می‌برد

شماره ۴۱۰: دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می‌گیرد

شماره ۴۱۱: رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند

شماره ۴۱۲: درین ره کعبه سنگ راه باشد

شماره ۴۱۳: دل آشفته از نام شراب ناب می سوزد

شماره ۴۱۴: کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی دارد

شماره ۴۱۵: چه پروای گلستان و سر و برگ چمن دارد

شماره ۴۱۶: مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد

شماره ۴۱۷: نوبهار است و جنونم سوی هامون می‌کشد

شماره ۴۱۸: شمع، برقع ز پی پاس تجلی دارد

شماره ۴۱۹: زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می‌برد

شماره ۴۲۰: تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد

شماره ۴۲۱: آنکه در پیری می عشرت به ساغر می‌کند

شماره ۴۲۲: اسیر عشق تو سود و زیان چه می‌داند

شماره ۴۲۳: از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید

شماره ۴۲۴: اهل شیراز، بهشتی صفتان دهرند

شماره ۴۲۵: غریبی را به من عشقت وطن کرد

شماره ۴۲۶: رسید آن مست و از گردن صراحی در بغل دارد

شماره ۴۲۷: روزگار از چمن وصل توام دور افکند

شماره ۴۲۸: خورشید از نمود رخت بی نمود شد

شماره ۴۲۹: چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد

شماره ۴۳۰: خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد

شماره ۴۳۱: کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد

شماره ۴۳۲: در گدایی همت ما پادشاهی می‌کند

شماره ۴۳۳: می‌گریزد خوابم از جایی که مخمل می‌برند

شماره ۴۳۴: به کوی عشق، دل دادخواه می‌خواهند

شماره ۴۳۵: قفس ترا چو خوش افتاد به ز باغ بود

شماره ۴۳۶: دیگر بهار شد که هوا گلفشان شود

شماره ۴۳۷: به عشق باده ز خون امید و بیم خورند

شماره ۴۳۸: گل ز بویت در گلستان لاف شاهی می‌زند

شماره ۴۳۹: کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید

شماره ۴۴۰: عنان شکوه را در بزم او دست ادب پیچد

شماره ۴۴۱: از عکس رخش که تاب دارد

شماره ۴۴۲: چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می‌رود

شماره ۴۴۳: در ره شوق، دل از بیم خطر می‌لرزد

شماره ۴۴۴: چنان به عشق تو دل با زمانه شک دارد

شماره ۴۴۵: به راه شوق، خضر جستجو چه می داند

شماره ۴۴۶: مژگان من وظیفه خوناب می‌خورد

شماره ۴۴۷: ز خنده آب بقا را به تشنه شور کند

شماره ۴۴۸: خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند

شماره ۴۴۹: شد بناگوش، چو صبحم همه یکبار سفید

شماره ۴۵۰: قدح بر چشمه خورشید در جوهر شرف دارد

شماره ۴۵۱: اضطراب شعله را داغم به گلخن می‌دهد

شماره ۴۵۲: ز بس اندیشه از آشوب ملک جم، نگین دارد

شماره ۴۵۳: بلبل ما ناله بر آهنگ غربت ساز کرد

شماره ۴۵۴: عاشق پرشکوه خاموش از تغافل می‌شود

شماره ۴۵۵: تنها من ضعیف ندارم بدن کبود

شماره ۴۵۶: ز می به آب فتادن مرا زیان دارد

شماره ۴۵۷: همچو مرغ از دست من پیمانه مل می‌پرد

شماره ۴۵۸: چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید

شماره ۴۵۹: ساقی ما که بسی چشم و دل از پی دارد

شماره ۴۶۰: عشق آشوب دل و جوش درون می‌آرد

شماره ۴۶۱: از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند

شماره ۴۶۲: دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد

شماره ۴۶۳: چشم پرافسون او سحرآفرینی می‌کند

شماره ۴۶۴: همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد

شماره ۴۶۵: دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد

شماره ۴۶۶: وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد

شماره ۴۶۷: ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید

شماره ۴۶۸: ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید

شماره ۴۶۹: چشم توام ز هوش تهیدست می کند

شماره ۴۷۰: شورش منصور را آخر سرم معراج شد

شماره ۴۷۱: دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد

شماره ۴۷۲: دلم چو لاله در اطراف باغ می‌رقصد

شماره ۴۷۳: از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد

شماره ۴۷۴: به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند

شماره ۴۷۵: چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گردد

شماره ۴۷۶: خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید

شماره ۴۷۷: نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند

شماره ۴۷۸: چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد

شماره ۴۷۹: نکته سنجان! صفحه را از وصف می گلگون کنید

شماره ۴۸۰: دوستان می‌روم از خود که صبا می‌آید

شماره ۴۸۱: حریر شعله ی ما را در آب می بافند

شماره ۴۸۲: در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید

شماره ۴۸۳: خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد

شماره ۴۸۴: برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند

شماره ۴۸۵: نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی‌گنجد

شماره ۴۸۶: رفت اشکم که سری بر گذر یار کشد

شماره ۴۸۷: دارم دلی که پای ز هر گلشنی کشید

شماره ۴۸۸: دل حزین عجبی نیست کز نوا افتد

شماره ۴۸۹: همچو شمعم آتش از مژگان به دامن می‌چکد

شماره ۴۹۰: چون مست من سوار به عزم شکار شد

شماره ۴۹۱: ز دام عشق کی آزادی‌ام هوس باشد

شماره ۴۹۲: دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد

شماره ۴۹۳: هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد

شماره ۴۹۴: جلوه را زیور نباید چون به آیین می‌رود

شماره ۴۹۵: تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد

شماره ۴۹۶: اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد

شماره ۴۹۷: کسی را در فغان ناله چون محبوب می‌خواهد

شماره ۴۹۸: نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد

شماره ۴۹۹: لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند

شماره ۵۰۰: فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شد

شماره ۵۰۱: روز بی‌معشوق و شب بی‌جام گلگون می‌رود

شماره ۵۰۲: یک تن به جهان خاطر وارسته ندارد

شماره ۵۰۳: یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبود

شماره ۵۰۴: لب تو ساغر می را نمک به کار کند

شماره ۵۰۵: چو می فروش به مینا شراب ناب کند

شماره ۵۰۶: هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من می‌شود

شماره ۵۰۷: چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود

شماره ۵۰۸: کار من خراب ندانم کجا رسد

شماره ۵۰۹: فلک دایم به قصد مردم وارسته می‌گردد

شماره ۵۱۰: مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد

شماره ۵۱۱: بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید

شماره ۵۱۲: کجاست عشق که آتش فروز آه شود

شماره ۵۱۳: خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند

شماره ۵۱۴: باده در جام خمار من دلگیر کنید

شماره ۵۱۵: بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند

شماره ۵۱۶: خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود

شماره ۵۱۷: رشکم ز گفتگوی تو خاموش می کند

شماره ۵۱۸: ساقی دلگشای ما آمد

شماره ۵۱۹: از نکهت تو باده ره هوش می زند

شماره ۵۲۰: دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند

شماره ۵۲۱: نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند

شماره ۵۲۲: مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد

شماره ۵۲۳: ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد

شماره ۵۲۴: غبار خط نوخیزت ز سوی مشک می‌آید

شماره ۵۲۵: فغان کز دیر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد

شماره ۵۲۶: هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند

شماره ۵۲۷: لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود

شماره ۵۲۸: بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود

شماره ۵۲۹: کرده ام در گوشه ی ایران قناعت کار خود

شماره ۵۳۰: خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد

شماره ۵۳۱: صبرم از درد تو تکلیف مداوا می‌کند

شماره ۵۳۲: دل بی‌لبت شکفته به ساغر نمی‌شود

شماره ۵۳۳: نهال ما که چو نی پر ز بند می‌روید

شماره ۵۳۴: دگر عشق بر جان غم پرورم زد

شماره ۵۳۵: کرشمه تو اگر دست از شراب کشد

شماره ۵۳۶: آیینه از خیال رخش آفتاب شد

شماره ۵۳۷: بعد ازین از باغ در گلخن وطن خواهیم کرد

شماره ۵۳۸: بس که بر من چشم او افسون سودا می دمد

شماره ۵۳۹: گل از هوای تو در رنگ و بو نمی‌گنجد

شماره ۵۴۰: از بزم می چو آن قد رعنا بلند شد

شماره ۵۴۱: چون گل ز پاره ی دلم اسباب داده اند

شماره ۵۴۲: گلستان را سرو نوخیز قدش آباد کرد

شماره ۵۴۳: زلفت ز من حزین گریزد

شماره ۵۴۴: ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد

شماره ۵۴۵: بی‌نیازی عارفان را کارسازی می‌کند

شماره ۵۴۶: از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می‌کند

شماره ۵۴۷: سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد

شماره ۵۴۸: با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟

شماره ۵۴۹: دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد

شماره ۵۵۰: دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد

شماره ۵۵۱: در چمن شمشاد من گر شانه بر کاکل زند

شماره ۵۵۲: قلم من که سخن با ورق دل دارد

شماره ۵۵۳: می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند

شماره ۵۵۴: به هر چمن که دلم با فغان درون آید

شماره ۵۵۵: به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبد

شماره ۵۵۶: من این دردی که دارم چاره‌اش آن سیمتن باشد

شماره ۵۵۷: به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد

شماره ۵۵۸: لبت چون غنچه دلتنگی ندارد

شماره ۵۵۹: به دل هر چیز بیند عشق آتشخو بسوزاند

شماره ۵۶۰: در عشق دلم را به جبین نقش وفا بود

شماره ۵۶۱: چو آهم گرم گردد، دوست از دشمن نمی‌داند

شماره ۵۶۲: نماند باده و آن تندخو نمی‌آید

شماره ۵۶۳: از خون خویش می به ایاغ تو می کنند

شماره ۵۶۴: گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد

شماره ۵۶۵: آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد

شماره ۵۶۶: یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد

شماره ۵۶۷: اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد

شماره ۵۶۸: اهل عالم که ز اقبال هما می گویند

شماره ۵۶۹: نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند

شماره ۵۷۰: مطرب این مجلس امشب راه دل‌ها می‌زند

شماره ۵۷۱: عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد

شماره ۵۷۲: چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود

شماره ۵۷۳: خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد

شماره ۵۷۴: سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود

شماره ۵۷۵: کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد

شماره ۵۷۶: جز خم می کو کسی تا چاره ی پیری کند

شماره ۵۷۷: چه رنگ ها که ازین سیمتن شکسته شود

شماره ۵۷۸: ننگ مستی تا به کی قدر کمالم بشکند

شماره ۵۷۹: ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود

شماره ۵۸۰: از قفای زلف مشکین تو عنبر می‌دود

شماره ۵۸۱: اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد

شماره ۵۸۲: گل پی نکهت او دست دعا کرد بلند

شماره ۵۸۳: در ره عشق بتان جان ز بلا نتوان برد

شماره ۵۸۴: ز بالین همنشینم هر نفس غمناک برخیزد

شماره ۵۸۵: چه عیش ها که اسیران به وصل ساز کنند

شماره ۵۸۶: شکفته گل ز بر خار ما همیشه رود

شماره ۵۸۷: اهل میخانه گلاب از گل صهبا گیرند

شماره ۵۸۸: جان فراوان است اگر جانانه‌ای پیدا شود

شماره ۵۸۹: می تا به کی ز رنگم، در زیر ننگ باشد

شماره ۵۹۰: از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد

شماره ۵۹۱: در گلستانی که هر زاغی خوش آوازی کند

شماره ۵۹۲: رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود

شماره ۵۹۳: نگذرد فتنه ز راهی که پی او باشد

شماره ۵۹۴: مرا معانی کوتاه، دلپسند نباشد

شماره ۵۹۵: برای طعنه ی ما این همه چه در جوشند

شماره ۵۹۶: در سر کوی تو جمعند پریشانی چند

شماره ۵۹۷: جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند

شماره ۵۹۸: زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مباد

شماره ۵۹۹: بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد

شماره ۶۰۰: خروش فتنه‌ای از روزگار می‌آید

شماره ۶۰۱: پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند

شماره ۶۰۲: دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود

شماره ۶۰۳: سری دارم چو مغزش در میان درد

شماره ۶۰۴: می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند

شماره ۶۰۵: از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود

شماره ۶۰۶: می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود

شماره ۶۰۷: چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد

شماره ۶۰۸: آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد

شماره ۶۰۹: ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود

شماره ۶۱۰: آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند

شماره ۶۱۱: تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود

شماره ۶۱۲: نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد

شماره ۶۱۳: دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند

شماره ۶۱۴: پیاله چون به من از دست او حواله شود

شماره ۶۱۵: ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود

شماره ۶۱۶: دل در طلب چه گوش به صوت درا کند

شماره ۶۱۷: هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید

شماره ۶۱۸: هم‌نشین از گریه من کاشکی دامان کشد

شماره ۶۱۹: در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد

شماره ۶۲۰: از بس که مرا بخت زبون شور برآمد

شماره ۶۲۱: هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود

شماره ۶۲۲: به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید

شماره ۶۲۳: خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید

شماره ۶۲۴: قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد

شماره ۶۲۵: سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد

شماره ۶۲۶: بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد

شماره ۶۲۷: غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد

شماره ۶۲۸: سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد

شماره ۶۲۹: قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد

شماره ۶۳۰: دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد

شماره ۶۳۱: چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند

شماره ۶۳۲: دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند

شماره ۶۳۳: معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند

شماره ۶۳۴: لطف ساقی، خار از پهلوی آتش می کشد

شماره ۶۳۵: مستان تواند خسته ای چند

شماره ۶۳۶: شراب صحبت اهل جهان صداع آرد

شماره ۶۳۷: به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد

شماره ۶۳۸: به عشق، کار جز از دست من نمی آید

شماره ۶۳۹: چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد

شماره ۶۴۰: از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد

شماره ۶۴۱: سوی وطن ز ناله ام آشوب می برد

شماره ۶۴۲: چو در غمخانه ما آید آن دلبر نمی‌ماند

شماره ۶۴۳: کینه ما را از او صبر و تحمل می‌کشد

شماره ۶۴۴: دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد

شماره ۶۴۵: بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد

شماره ۶۴۶: دل در سواد زلف تو بیهوش می شود

شماره ۶۴۷: مشاطه را جمال تو دیوانه می کند

شماره ۶۴۸: در قید محبت دل ناشاد نباشد

شماره ۶۴۹: در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند

شماره ۶۵۰: بی‌سبب مردم به قید نام و ننگ افتاده‌اند

شماره ۶۵۱: در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد

شماره ۶۵۲: سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید

شماره ۶۵۳: خرم آنان که به دل راه تمنا بستند

شماره ۶۵۴: آنچه در پرده ی گل بود نهان، روی تو بود

شماره ۶۵۵: دلم آن پر عتاب می طلبد

شماره ۶۵۶: ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید

شماره ۶۵۷: شد موی خضر در طلبت جابه جا سفید

شماره ۶۵۸: در کوی تو دیوانه مرا نام نهادند

شماره ۶۵۹: ای نغمه سرای چمنت بلبل کاغذ

شماره ۶۶۰: به خون خود کنم آلوده، ای صبا کاغذ

شماره ۶۶۱: آمد بهار و شد می چون ارغوان لذیذ

شماره ۶۶۲: شد بهار و بوستان را داد آب و تاب ابر

شماره ۶۶۳: پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار

شماره ۶۶۴: زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار

شماره ۶۶۵: حسن، شیرین را ازان می پرورد دایم به شیر

شماره ۶۶۶: آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر

شماره ۶۶۷: زاهد بنای سست ورع را خراب گیر

شماره ۶۶۸: ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار

شماره ۶۶۹: مست گر نیستی از شیوه مستان مگذر

شماره ۶۷۰: ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر

شماره ۶۷۱: صبا دعای مرا سوی می گساران بر

شماره ۶۷۲: دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار

شماره ۶۷۳: گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر

شماره ۶۷۴: نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر

شماره ۶۷۵: ای که همچون آب خواهد خورد خاکت غم مخور

شماره ۶۷۶: از دل برون نکرده خیال جفا هنوز

شماره ۶۷۷: از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز

شماره ۶۷۸: ز شوق وصل چو پروانه در سراغ مسوز

شماره ۶۷۹: دهد مرغ دلم را عزم پرواز

شماره ۶۸۰: مردم و زخم از دم شمشیر می‌آید هنوز

شماره ۶۸۱: چنین کز من بود نخل سخن سبز

شماره ۶۸۲: بهار در قدح گل می غریب مریز

شماره ۶۸۳: همچو گل پرده ی دل در خس و خاشاک انداز

شماره ۶۸۴: صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیاز

شماره ۶۸۵: چو موج، موسم گل سبحه را در آب انداز

شماره ۶۸۶: چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس

شماره ۶۸۷: ای خوش آن سروری که از ناموس

شماره ۶۸۸: مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس

شماره ۶۸۹: از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس

شماره ۶۹۰: راه شوقی نسپردم افسوس

شماره ۶۹۱: همچو عنقاست مرا گوشه ای از دنیا بس

شماره ۶۹۲: ای به غیر از من ناکام، به کام همه کس

شماره ۶۹۳: زاهد از رشک این قدر گرم عتاب ما مباش

شماره ۶۹۴: قدم برون نگذارم ز آستانه خویش

شماره ۶۹۵: هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باش

شماره ۶۹۶: باده، ای عیسی لقا از دست نامحرم مکش

شماره ۶۹۷: در وادی محبت، چون خضر راهبر باش

شماره ۶۹۸: عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش

شماره ۶۹۹: کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش

شماره ۷۰۰: چمنی را که بود خرمی از رخسارش

شماره ۷۰۱: چو گل کسی که هوای تو برده آرامش

شماره ۷۰۲: خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش

شماره ۷۰۳: هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش

شماره ۷۰۴: خبر بگیر ز احوال خضر در کویش

شماره ۷۰۵: از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش

شماره ۷۰۶: درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش

شماره ۷۰۷: زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش

شماره ۷۰۸: شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش

شماره ۷۰۹: ز مژگان آب چشمم می زند جوش

شماره ۷۱۰: هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش

شماره ۷۱۱: ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش

شماره ۷۱۲: هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش

شماره ۷۱۳: سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش

شماره ۷۱۴: خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش

شماره ۷۱۵: چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش

شماره ۷۱۶: عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص

شماره ۷۱۷: سرو شد باز با صبا رقاص

شماره ۷۱۸: نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض

شماره ۷۱۹: کنم برای جنون یارب از که سامان قرض

شماره ۷۲۰: بهار شد که کند شیخ جلوه‌گاه غلط

شماره ۷۲۱: منم که ساخته ام سور با عزا مربوط

شماره ۷۲۲: ای گل روی تو بهار نشاط

شماره ۷۲۳: به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ

شماره ۷۲۴: نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ

شماره ۷۲۵: زده گل دست بر دامان حافظ

شماره ۷۲۶: زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع

شماره ۷۲۷: ای شوق رخت سوخته مغز قلم شمع

شماره ۷۲۸: هرکه را بینی، بود در فکر سامان طمع

شماره ۷۲۹: زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغ

شماره ۷۳۰: از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ

شماره ۷۳۱: ز تاب گل ز بس افروخت آشیانه مرغ

شماره ۷۳۲: چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ

شماره ۷۳۳: حرف گل و حدیث بهار و خزان دروغ

شماره ۷۳۴: آهم اثر نیافت ز فریاد بی وقوف

شماره ۷۳۵: کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف

شماره ۷۳۶: دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف

شماره ۷۳۷: چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف

شماره ۷۳۸: آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف

شماره ۷۳۹: شب چو وصف رخش کنم به رفیق

شماره ۷۴۰: کدام سر که نشد خاک آستانه عشق؟

شماره ۷۴۱: شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق

شماره ۷۴۲: بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک

شماره ۷۴۳: چند باشد ز گلشن افلاک

شماره ۷۴۴: رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک

شماره ۷۴۵: لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک

شماره ۷۴۶: می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک

شماره ۷۴۷: همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ

شماره ۷۴۸: از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل

شماره ۷۴۹: دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل

شماره ۷۵۰: ز باغ رفتی و گشتم کباب خنده گل

شماره ۷۵۱: هر قطره ی شبنم رخ گل

شماره ۷۵۲: در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل

شماره ۷۵۳: پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل

شماره ۷۵۴: مگر افتد گذارش سوی آن گل

شماره ۷۵۵: شب ز مستی شور در بزم شراب انداختیم

شماره ۷۵۶: بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام

شماره ۷۵۷: جام می در کف ز کوی او جدایی می‌کنم

شماره ۷۵۸: خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم

شماره ۷۵۹: ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم

شماره ۷۶۰: منم که غیر سفر نیست پیشه ی دگرم

شماره ۷۶۱: روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم

شماره ۷۶۲: به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم

شماره ۷۶۳: گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می‌سازم

شماره ۷۶۴: سوی خم می این دل مخمور فرستیم

شماره ۷۶۵: عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم

شماره ۷۶۶: ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم

شماره ۷۶۷: دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم

شماره ۷۶۸: چون تنک‌ظرفان کجا من می ز ساغر می‌کشم

شماره ۷۶۹: ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم

شماره ۷۷۰: چو عندلیب نه از باده ی کهن مستم

شماره ۷۷۱: به دل شکست تمنای یاری چمنم

شماره ۷۷۲: در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم

شماره ۷۷۳: تکلیف شراب است نمک ریزی داغم

شماره ۷۷۴: ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریم

شماره ۷۷۵: بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم

شماره ۷۷۶: صوفیان را شده ز آهنگم

شماره ۷۷۷: داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم

شماره ۷۷۸: ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم

شماره ۷۷۹: اثر در عالم از دارا و اسکندر نمی‌بینم

شماره ۷۸۰: نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم

شماره ۷۸۱: قطره خونابه‌ای تا سوی مژگان می‌کشم

شماره ۷۸۲: خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم

شماره ۷۸۳: آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم

شماره ۷۸۴: نقش ابروش به دل، روز فراقی بستیم

شماره ۷۸۵: به کوی عشق خوبان تا گذشتم

شماره ۷۸۶: مگذار ز دستم که گل باغ وفایم

شماره ۷۸۷: خوش آن روزی که می در هر چمن بی‌باک می‌خوردم

شماره ۷۸۸: کی بود در چمن که سرودی نداشتیم

شماره ۷۸۹: سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم

شماره ۷۹۰: ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم

شماره ۷۹۱: خویش را بر محرمان آن بت چین بسته‌ایم

شماره ۷۹۲: در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم

شماره ۷۹۳: هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم

شماره ۷۹۴: ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم

شماره ۷۹۵: لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم

شماره ۷۹۶: هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم

شماره ۷۹۷: ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم

شماره ۷۹۸: افروخت رخ از باده و بگداخته بودم

شماره ۷۹۹: ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم

شماره ۸۰۰: ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم

شماره ۸۰۱: در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم

شماره ۸۰۲: چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم

شماره ۸۰۳: صبح چون میل تماشای گلستان می‌کنیم

شماره ۸۰۴: به افسون محبت دست آتش را به مو بندم

شماره ۸۰۵: خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم

شماره ۸۰۶: ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم

شماره ۸۰۷: چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم

شماره ۸۰۸: از زمین آزرده ام، وز آسمان رنجیده ام

شماره ۸۰۹: به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم

شماره ۸۱۰: به جامم باده ناب است و خون دل هوس دارم

شماره ۸۱۱: هوای توست در سر، سایه گل را نمی‌دانم

شماره ۸۱۲: ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم

شماره ۸۱۳: منم که با می و مطرب همیشه در جنگم

شماره ۸۱۴: ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم

شماره ۸۱۵: چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم

شماره ۸۱۶: به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟

شماره ۸۱۷: گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم

شماره ۸۱۸: از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم

شماره ۸۱۹: چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم

شماره ۸۲۰: جرعه‌ای ریز که تا چاره خمیازه کنیم

شماره ۸۲۱: بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم

شماره ۸۲۲: ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم

شماره ۸۲۳: گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم

شماره ۸۲۴: عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم

شماره ۸۲۵: خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم

شماره ۸۲۶: چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم

شماره ۸۲۷: هردم غمی آید ز حریفان لئیمم

شماره ۸۲۸: کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم

شماره ۸۲۹: چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم

شماره ۸۳۰: فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم

شماره ۸۳۱: یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم

شماره ۸۳۲: ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام

شماره ۸۳۳: به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم

شماره ۸۳۴: ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم

شماره ۸۳۵: بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم

شماره ۸۳۶: گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم

شماره ۸۳۷: دل خود ز شوق زیان می‌فروشم

شماره ۸۳۸: در ورطه کشاکش دوران فتاده‌ایم

شماره ۸۳۹: ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم

شماره ۸۴۰: تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم

شماره ۸۴۱: از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیم

شماره ۸۴۲: ای شبنم وجود مرا آفتاب گرم

شماره ۸۴۳: ما چشم به لطف جم و کاوس نداریم

شماره ۸۴۴: هرکه افتاد ز پا، خاک نشین من بودم

شماره ۸۴۵: تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم

شماره ۸۴۶: اختیار گوشه درمان است، همت می‌کنم

شماره ۸۴۷: گه مستم و گاه در خمارم

شماره ۸۴۸: نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن

شماره ۸۴۹: دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن

شماره ۸۵۰: تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین

شماره ۸۵۱: مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن

شماره ۸۵۲: ترک من کز بزم می گلرنگ می‌آید برون

شماره ۸۵۳: سرم از داغ سودا، باغ زاغان

شماره ۸۵۴: نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان

شماره ۸۵۵: فصل گل شد، ناله عیشی ز بلبل قرض کن

شماره ۸۵۶: چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این

شماره ۸۵۷: از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران

شماره ۸۵۸: دشمن خود گر نه‌ای، ما را به خود دشمن مکن

شماره ۸۵۹: زهی بر چهره خطت سایه جان

شماره ۸۶۰: ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین

شماره ۸۶۱: انجمن شد ز یار آبادان

شماره ۸۶۲: چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن

شماره ۸۶۳: به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان

شماره ۸۶۴: آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن

شماره ۸۶۵: عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن

شماره ۸۶۶: ساقی ز کار من گره توبه باز کن

شماره ۸۶۷: زهی حدیث غمت چون می طرب شیرین

شماره ۸۶۸: رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن

شماره ۸۶۹: زهی ز نرگس تو آهوی ختن مجنون

شماره ۸۷۰: خاطر من نشکفد از وصل یار خویشتن

شماره ۸۷۱: صفای گلشن کشمیر را تماشا کن

شماره ۸۷۲: ز دست ساقی، تا کی پیاله نوشیدن؟

شماره ۸۷۳: بهار شد که رود هرکسی به راه چمن

شماره ۸۷۴: در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون

شماره ۸۷۵: ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن

شماره ۸۷۶: ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من

شماره ۸۷۷: از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن

شماره ۸۷۸: بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن

شماره ۸۷۹: من راز جهانم، بود افسانه به از من

شماره ۸۸۰: نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌تو

شماره ۸۸۱: ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو

شماره ۸۸۲: بیا و وصف زلف یار بشنو

شماره ۸۸۳: بس که چین دارد خم ابروی او

شماره ۸۸۴: بسته کمر کینم، از قبضه کمان او

شماره ۸۸۵: نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو

شماره ۸۸۶: کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه

شماره ۸۸۷: بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه

شماره ۸۸۸: در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره

شماره ۸۸۹: ای شعله حسنت را، جان ها شده پروانه

شماره ۸۹۰: دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه

شماره ۸۹۱: روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته

شماره ۸۹۲: گل شود گر پنجه من، زر نمی‌دارد نگاه

شماره ۸۹۳: فغان که موی سفیدم نمود آیینه

شماره ۸۹۴: ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده

شماره ۸۹۵: جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه

شماره ۸۹۶: روز و شبم اگر به حضوری چه فایده

شماره ۸۹۷: هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه

شماره ۸۹۸: گلی دارم ز رنگ و بو برهنه

شماره ۸۹۹: رو به آزار دل خصم دل آزار منه

شماره ۹۰۰: صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه

شماره ۹۰۱: سحر زان شمع باشد تاب خورده

شماره ۹۰۲: یک نفس چون لاله جام از کف ز هشیاری منه

شماره ۹۰۳: ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته

شماره ۹۰۴: چه غم ز حادثه آن را که شد شراب زده

شماره ۹۰۵: ما و دل دیگر به کوی تندخوی تازه‌ای

شماره ۹۰۶: در چمن ای بلبل از برگ و نوا افتاده‌ای

شماره ۹۰۷: به چهره خنده به گل‌های باصفا زده‌ای

شماره ۹۰۸: خدایا چون مرا در عاشقی ارشاد می‌دادی

شماره ۹۰۹: دل درین بادیه سویی دود و من سویی

شماره ۹۱۰: چون نگه دارد مرا زنجیر زلف سنبلی؟

شماره ۹۱۱: ای بت، متاع اهل ریا را چه می کنی

شماره ۹۱۲: شراب ای گل رعنا نهفته چند کشی

شماره ۹۱۳: بعد مرگ از خاک ما مست تغافل نگذری

شماره ۹۱۴: درین ره ای خضر از خار پا نمی‌میری

شماره ۹۱۵: مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی

شماره ۹۱۶: چنان از رهروان فیض شد روی زمین خالی

شماره ۹۱۷: چمن ز لاله برافروخت شمع زیبایی

شماره ۹۱۸: جامه ی قد اوست زیبایی

شماره ۹۱۹: من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی

شماره ۹۲۰: در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی

شماره ۹۲۱: با کسی کی می‌کنم در عشقبازی همرهی

شماره ۹۲۲: دارم عیشی به وصل ماهی

شماره ۹۲۳: به بزم می کشان لاابالی

شماره ۹۲۴: ز روی دل چه بر اهل هوس آیینه می‌داری

شماره ۹۲۵: به ناله فاش مکن راز دل ز غمازی

شماره ۹۲۶: در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی

شماره ۹۲۷: در کوی می‌فروشان، گردم ز بی‌نوایی

شماره ۹۲۸: بود در گشت باغ آشنایی

شماره ۹۲۹: هر انگشت من از داغ جدایی

شماره ۹۳۰: نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی

شماره ۹۳۱: در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی

شماره ۹۳۲: من کیستم درین دشت، آواره حزینی

شماره ۹۳۳: برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی

شماره ۹۳۴: ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی

شماره ۹۳۵: خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی

شماره ۹۳۶: دلم را این چمن زندان دلگیر است پنداری

شماره ۹۳۷: به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی

شماره ۹۳۸: دلم چون لاله افروزد ز داغی

شماره ۹۳۹: در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسی

شماره ۹۴۰: آهم به درون دل ز تنگی

شماره ۹۴۱: چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی

شماره ۹۴۲: صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی

شماره ۹۴۳: تو آن گلی که ز چشم و دلم چمن داری

شماره ۹۴۴: ساقی ار خواهی کنی احباب را گردآوری

شماره ۹۴۵: کاسه ما ز سفال است، خوش این مسکینی

شماره ۹۴۶: لب لعلش ز میگونی لب جام است پنداری

شماره ۹۴۷: صراحی را منه ساقی به پیش چشم من خالی

شماره ۹۴۸: آب آتش تلاش یعنی می

sunny dark_mode