گنجور

 
سلیم تهرانی

حریر شعله ی ما را در آب می بافند

کتان ما به شب ماهتاب می بافند

نصیحت دل ما می کنند مردم، بین

که دام از پی مرغ کباب می بافند

برای شعله ی عریان آه ما افلاک

لباس برق ز تار شهاب می بافند

به عشق، خواب هوس می کنی؟ برو غافل

به کارخانه ی مخمل که خواب می بافند!

ستارگان، کفن خلق را سلیم ببین

چو عنکبوت چه با اضطراب می بافند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
بیدل دهلوی

چه بوربا و چه مخمل حجاب می‌بافند

به هر چه دیده گشادیم خواب می‌بافند

قماش ‌کسوت هستی نمی‌توان دریافت

حریر وهم به موج سراب می‌بافند

نفس چه سحر طرازد به عرض راحت ما

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه