بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
هوا کشید چمن را به روی میخانه
به خاکساری مستان بود عروج دگر
سپهر رشک برد بر سبوی میخانه
کلید گنج سعادت ز موج می باشد
نگین جم طلب از خاکشوی میخانه
ز شوق لعل تو چون خون گرم از رگ تاک
به پای خویش دود می به سوی میخانه
دگر ز گوشه ی چشمی سلیم بیهوش است
که مست او نکند آرزوی میخانه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت میخانه و لذتهایی که در آن وجود دارد میپردازد. او با استفاده از تصاویر زنده و خیالانگیز، حال و هوای نشاطآور و برخاستن روحی مستانه را به تصویر میکشد. میخانه به عنوان مکان شادی و خلوص معرفی میشود و کلید سعادت را در نوشیدن می میداند. در نهایت، عشق و شوقی که شاعر نسبت به می و محبوبش دارد، او را به سوی میخانه میکشاند و حالتی مستیآور را در او ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: بیا که فضایی شادیبخش و زیبا به وجود آمده، جایی که گلهای لاله مثل ستارههایی در باغ میدرخشند و هوای دلپذیر چمن را به سمت میخانه میکشد.
هوش مصنوعی: به خاکساری و تواضع، جامی از میخانه به آسمان میرسد و آسمان به آن غبطه میخورد.
هوش مصنوعی: کلید دستیابی به خوشبختی در دل نوشیدن مشروبات است و برای رسیدن به ارزشهای عمیق و گرانبها، باید از دنیای مادی و سطحینگر عبور کرد.
هوش مصنوعی: از شوق دیدن لبهای سرخ تو، مانند خون گرم که از رگ انگور به پایین میریزد، به پای خود میدود و به سوی میخانه میرود.
هوش مصنوعی: در گوشهای از نگاه او، شخصی به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و بیخبر و غافل است. او به قدری مجذوب و افسون شده که نیازی به آرزوی رفتن به میخانه و نوشیدن ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.