به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
چو غنچه بر گل کاغذ، طلسم رنگ و بو بندم
گرفتم سهل کار عشق را، بر من جهان خندد
که می خواهم ره سیلاب را چون آب جو بندم
سخن ها از زبان من به آن بی باک می گویند
شوم خاموش و بر احباب راه گفتگو بندم
کمر در خدمت بت خود مرا از کار افتاده ست
مگر زنار خود را همچو قمری بر گلو بندم
سلیم امشب ز مستی دل اناالحق می زند دیگر
نشد ممکن که بتوانم دهان این سبو بندم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و شوریدگی خود میپردازد. او با استفاده از تصویرسازیهای زیبا، عشق را به آتش و گل تشبیه میکند و میگوید که میخواهد در دریای عشق غوطهور شود. بیان میکند که عشق برای او آسان به نظر میرسد، اما در واقع یک چالش بزرگ است. همچنین، او به تأثیرات عشق بر روی خود و دیگران اشاره میکند و به نوعی از خاموشی و عدم گفتگو در برابر محبت میگوید. در پایان، به حالتی از مستی و فریاد حقایق اشاره میکند، که نشاندهنده شدت احساسات اوست و بیان میدارد که نمیتواند این حالت را کنترل کند.
هوش مصنوعی: با جادو و عشق، دست آتش را بر مویی مینشانم، همچنان که غنچهای بر روی گل نشسته است، و میتوانم راز رنگ و عطر را به آن متصل کنم.
هوش مصنوعی: من در کار عشق به سادگی عمل کردم و از این رو جهان به من میخندد، زیرا میخواهم راهی را که مانند جریان سیلاب است، به آرامی و مانند آب، بستم.
هوش مصنوعی: من از طرف خودم میگویم که اگر لازم شود، سکوت میکنم و اجازه نمیدهم که با دوستانم صحبتی داشته باشم.
هوش مصنوعی: بدن من برای خدمت به معشوقهام ناتوان شده است، مگر اینکه مانند قمری زنجیری را دور گردنم ببندم.
هوش مصنوعی: امشب سلیم از شدت مستی فریاد میزند که من وجود واقعی را یافتهام. دیگر امکان ندارد که بتوانم دهان این سبو را ببندم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.