گنجور

 
سلیم تهرانی

پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل

جانسوزتر ز آتش شمع است آب گل

هرگز چنان نشد که ز بی برگی چمن

از رهن می فروش برآید کتاب گل

در گلشنی که چهره بر افروخت شمع ما

مستان نمی خورند به غیر از کباب گل

شد پاره تا به گوش ز خمیازه اش دهن

ای دل مگو خمار ندارد شراب گل

هرگه به سوی باغ، تو ای سرو بگذری

مرغ چمن خجل شود از اضطراب گل

آمد بهار و شور جنون فتنه ساز شد

دارم دلی چو خانه ی بلبل خراب گل

خیل بهار می رود و جام در وداع

همچون گل پیاده دود در رکاب گل

ما را به کار حسن سلیم امتیاز نیست

بلبل نمی کند به چمن انتخاب گل

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سید حسن غزنوی

ای چهره منقش ما ماهتاب گل

درسایه تو خیمه زده آفتاب گل

برداشت پرده دار طبیعت حجاب باغ

بگشاد نقشبند ریاحین نقاب گل

برجست گل چو باد فسونگر به سحر گفت

[...]

صائب تبریزی

روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل

بلبل چگونه اب نشد از حجاب گل

حاجت به سر گشودن مینای غنچه نیست

ما را بس است دیدن رنگ شراب گل

بلبل ز زخم خار به فریاد آمده است

[...]

حزین لاهیجی

خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل

خال تو نقطهٔ ورق انتخاب گل

بفکن عنان جلوه گلگون ناز را

تا موج سبزه می گذرد از رکاب گل

هرکس شکسته است به جامی خمار خویش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه