نقش ابروش به دل، روز فراقی بستیم
بر سر خانه ی ویران شده طاقی بستیم
عشق مجنون اثری در دل لیلی کرده ست
سر زنجیر چو خلخال به ساقی بستیم
با فراموشی بسیار، دگر با شوخی
بر سر مرغ دل خویش، جناقی بستیم
سپر سینه و شمشیر فغان بیکار است
خصم ما کیست، چه بیهوده یراقی بستیم
شب سرود دل ما بود به آهنگ وطن
در نشابور عجب صوت عراقی بستیم
دل چه بر شاهد ایام گذاریم سلیم؟
ما که این عقد به امید طلاقی بستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات و دشواریهای ناشی از جدایی و عشق ناکام اشاره دارد. گوینده با استفاده از نمادها و تصاویری مانند ابرو، عشق مجنون و لیلی، زنجیر و سپر، عواطف عمیق خود را بیان میکند. او از خیالات و یادآوریهای دلانگیز صحبت میکند و به وضعیت ویران خود اشاره دارد. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که انتظار تغییر و رهایی از این وضعیت به یک امید تبدیل شده است، هرچند که شرایط دشوار باقی مانده است.
هوش مصنوعی: نقش ابروی تو در دل من، در روز جدایی، حسرت خانه ویرانی را بر دوش خود حمل کردیم.
هوش مصنوعی: عشق مجنون تأثیری بر دل لیلی داشته است، مانند زنجیری که به پایش بسته شده باشد.
هوش مصنوعی: با فراموشی زیاد، دیگر با شوخی و سرگرمی بر روی دل خودم تکیه کردم و در مورد آن صحبت کردم.
هوش مصنوعی: آغوش گریه و سلاح به درد ما نمیخورد، دشمن ما کیست که بیهوده خود را به زحمت انداختهایم؟
هوش مصنوعی: در شب، دلهای ما با آهنگ وطن زنده بود و در نشابور، صدای زیبای عراقی را سر دادیم.
هوش مصنوعی: دل را چه به خوشیها و زیباییهای زندگی بسپاریم، سلیم؟ ما که این رابطه را با امید جدایی به وجود آوردیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.