جز خم می کو کسی تا چاره ی پیری کند
عقل افلاطون در اینجا سست تدبیری کند
عقل جاهل می کند دلگیری ام را بیشتر
کو جنون کاملی تا رفع دلگیری کند
باهنر کی می توان کار جهان از پیش برد
بهر اسکندر کجا آیینه شمشیری کند
چون کسی کو آشنایی بیند و در بر کشد
پیر کنعان، گرگ یوسف را بغل گیری کند
در پریشانی خطر دارند اهل دل سلیم
رهروان را دزد در تنگی عنانگیری کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بحث درباره پیری، عقل، عشق و مشکلات زندگی میپردازد. شاعر میگوید تنها کسی که میتواند بر پیری غلبه کند خم میباشد و عقل افلاطون در این زمینه ناتوان است. همچنین، عقل جاهل فقط دلگیری را بیشتر میکند و شاعر به دنبال جنونی کامل است که بتواند این دلگیری را رفع کند. او به اشاره به کارهای بزرگانی چون باهنر و اسکندر میپردازد و در نهایت، به خطرات و مشکلاتی که اهل دل در زندگی دارند اشاره میکند. به طور کلی، شعر نگاهی به محدودیتهای عقل و تلاش برای رفع ناامیدیها دارد.
هوش مصنوعی: فقط کسی که در میخانه حضور دارد میتواند راهحلی برای مشکلات پیری پیدا کند، در غیر این صورت حتی عقل بزرگانی مانند افلاطون هم نمیتواند درست فکر کند.
هوش مصنوعی: عقل نادان فقط باعث میشود که ناراحتی من بیشتر شود. به دنبال حالتی از جنون میگردم تا بتوانم این ناراحتی را برطرف کنم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان کارهای بزرگ و مهم را پیش برد در حالی که برای اسکندر، آیا آینهای وجود دارد که شجاعت و قدرت او را نشان دهد؟
هوش مصنوعی: هر کس که با کسی آشنا شود و او را در آغوش بگیرد، مانند گرگی است که یوسف را در آغوش میگیرد.
هوش مصنوعی: دردسرها و مشکلات برای اهل دل و افرادی که در مسیر درست حرکت میکنند، وجود دارد. در شرایط سخت و محدودیتها، ممکن است دشمنان و موانع از راه برسند و بر آنها فشار بیاورند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.