بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
شراب کهنه به ساغر به رنگ شیر شده ست
وجود من به جراحت سرشته همچون گل
به آب تیغ مگر خاک من خمیر شده ست؟
ببین به شانه که دعوی شبروی می کرد
که چون به کوچه ی آن زلف دستگیر شده ست
ز شوق غنچه ی پیکان او خدا داند
کدام شاخ گل است این که چوب تیر شده ست
چمن ز مجلس شیرین خبر دهد امشب
ز ماهتاب، خیابان چو جوی شیر شده ست
سلیم صبح دمید و هنوز مخمورم
پیاله زود بنوش و بده، که دیر شده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق خود میپردازد. او از تاثیر عمیق عشق بر خود میگوید و به زیباییهای معشوقش اشاره میکند که همچون گل و شراب کهنه است. شاعر به یاد شبهایی میافتد که در کنار معشوق بوده و از شوری که در دلش دارد سخن میگوید. همچنین به حالتی اشاره میکند که پس از بیداری صبح، هنوز تحت تاثیر عشق و مستی قرار دارد و از محبوبش میخواهد تا پیالهای بگذارد و زودتر بنوشد، زیرا زمان تیره و تار شده است. به طور کلی، این شعر نمایانگر احساسات عمیق عاشقانه و زیباییهای عشق است.
هوش مصنوعی: بیایید تا به خاطر لبان زیبای تو از نوشیدنی کهنه بنوشیم، چرا که آن شراب کهنه به رنگ شیر در ساغر درآمده و بسیار پیر شده است.
هوش مصنوعی: وجود من زخمخورده و نرم است، مثل گلی که بر اثر تیغ آب میخورد. آیا خاک من نیز به همین حالت تبدیل شده است؟
هوش مصنوعی: به شانهاش نگاه کن که چطور ادعا میکند زیباییاش شباهت به ستارههای شب دارد، به گونهای که در کوچهای که زلفش به دام افتاده، میدرخشد.
هوش مصنوعی: از شوق و عشق به پیکان او، خدا میداند که این شاخهای که به تیر تبدیل شده، چه نوع گلی است.
هوش مصنوعی: امشب چمن از شادی و زیبایی خبر میدهد، چون خیابان مانند جوی شیر، روشن و زیبا شده است.
هوش مصنوعی: صبح روشن شده و من هنوز حال خوبی ندارم. زودتر پیاله را پر کن و به من بده، چون وقت زیادی نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.