ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست
به غیر خون جگر بی توام به ساغر نیست
دلم به سوی تو پرواز می کند از شوق
که گفته است که مرغ کباب را پر نیست؟
فغان که از پی مکتوب خود به دام امید
هزار مرغ گرفتم، یکی کبوتر نیست!
چو دید حال مرا، گفت پیر کنعانی
که داغ دوری فرزند چون برادر نیست
چه می، که آب حرام است بی برادر خویش
برین حدیث گواهی چو شیر مادر نیست
درین محیط، تفاوت به چشم معنی بین
ز دست و پا زدن بسته و شناور نیست
بلند و پست جهان هرچه هست در کار است
ز حکمت است که انگشت ها برابر نیست
ز کینه نیست به هنگام گریه آه مرا
که گرد قافله است این، غبار لشکر نیست
ز جور دوست شکایت سلیم نتوان کرد
چه شد که خون مرا ریخت، آب کوثر نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عمیق جدایی و دلتنگی برای محبوب است. شاعر بیان میکند که به دلیل دوری معشوق، خوشحالی نمیتواند داشته باشد و تمام احساساتش پر از درد و رنج است. او به پرواز دلش به سوی محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند جای خالی او را پر کند. همچنین شاعر به حال خود و سختیهای زمانه اشاره میکند و به نادانی و بیاحساسی آدمها در درک درد و رنجش انتقاد میکند. در نهایت، او به ناکامی در ارتباط با دوستی اشاره کرده و بیان میکند که در اوج دلتنگی نمیتوان از زخمهای عاطفی نزد کسی شکایت کرد. این شعر به زیبایی احساسات پیچیده انسانی را در جدایی و عشق بیان میکند.
هوش مصنوعی: از دوری تو، خوشحالی برای من امکانپذیر نیست و جز درد دل، به هیچ چیز دیگری تحت تأثیر تو دسترسی ندارم.
هوش مصنوعی: دل من از شوق به سوی تو میشتابد، چون گفتهاند که مرغ کبابی دیگر پر ندارد؟
هوش مصنوعی: نالهام این است که در جستجوی نامهام و برای رسیدن به امید و آرزوهایم، هزاران پرنده را در دام انداختم، اما حتی یک کبوتر، که نم symbol امید باشد، پیدا نکردم!
هوش مصنوعی: وقتی آن پیرمرد کهن را دیدم و حال من را متوجه شد، گفت که درد دوری از فرزند مانند درد جدایی از برادر نیست.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که چه نفعی از آب حرام میتوان برد اگر برادر خود را در این موضوع نداشته باشی، زیرا این موضوع به اندازهٔ شیر مادر یقین و اعتبار ندارد. در واقع، برقراری ارتباط و دوستی با برادر بسیار مهمتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: در این فضا تفاوتی میان کسی که در حال تلاش و کوشش است و کسی که به آرامی و راحتی حرکت میکند وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در این دنیا هر چیزی که وجود دارد، چه بزرگ و چه کوچک، به دلیل حکمت و دلیل خاصی است. همچون این که همه انگشتان دست برابر نیستند، نشان میدهد که هر شخص و هر چیز جایگاه و نقش خاص خود را دارد.
هوش مصنوعی: به هنگام گریه، آه من ناشی از کینه نیست، زیرا این صدای من شبیه غبار لشکری نیست که بر اثر جنگ و تنش به وجود آمده باشد.
هوش مصنوعی: از ظلم و ناراحتی دوستان نمیتوان شکایت کرد، زیرا زمانی که کسی به من آسیب میزند، نمیتوانم انتظار داشته باشم که او همچون آب پاک و زلال باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بزرگوارا دانم که بر خلاف قدر
حقیقت است که جز کردگار قادر نیست
به حکم آنک بد و نیک هر چ پیش آید
مقدّرست به هر حال اگر چ ظاهر نیست
به سعی می نشود هیچ گونه روزی بیش
[...]
وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
نگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیست
چو ساغرم دل پرخون من و تن لاغر
به دست عشق که زرد و نزار و لاغر نیست
به غیر خون مسلمان نمیخورد این عشق
[...]
چه دستها، که ز دست غم تو بر سر نیست؟
چه دیدها؟ که ز نادیدنت به خون تر نیست؟
کدام پشت، که در عهد زلف چون رسنت
ز بس کشیدن بار بلا چو چنبر نیست؟
حکایتی که مرا از غم تو نقش دلست
[...]
مرا به غیر هوای تو، هیچ در سر نیست
بجز وصال رخ تو خیال دیگر نیست
به نکهت شب زلفت دماغ ما تر کن
که همچو بوی دو زلف تو هیچ عنبر نیست
شبی دراز و چو زلف سیاه و بی سر و پای
[...]
خوشا کسیکه نیامد درین سراچه غم
که از کدورت دنیا دلش مکدر نیست
هزار سال بعیش و نشاط اگر گذرد
بیکنفس که بغم بگذرد برابر نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.