در گلستانی که هر زاغی خوش آوازی کند
بلبل آن بهتر که ترک نغمه پردازی کند
روز روشن وقت صورت بازی آیینه است
هست عیبی در هنر آن را که شب بازی کند
ترکش پرتیر گردد بال مرغان هوا
از فغان هرگه دل من ناوک اندازی کند
در قفس روزی که بر بادم دهد تحریک شوق
چون مه نو هر پر من اوج پروازی کند
آسمان را کی وجود می نهد هرگز سلیم
آنکه آه او شب و روز آسمان سازی کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و هنر در زندگی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که در محیطی که همه میتوانند به راحتی آواز بخوانند، بلبل به عنوان نماد هنر و زیبایی باید از نغمهپردازی خودداری کند و بهتر است در وقت مناسب خود را نشان دهد. همچنین، شاعر به دلشورهها و فراقهای خود اشاره میکند و میگوید که انگیزههای درونی و اشتیاق میتواند او را به اوج برساند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که کسی که بتواند با احساساتش آسمان را تغییر دهد، در حقیقت میتواند بر زندگی تأثیر بگذارد و آن را زیباتر کند.
هوش مصنوعی: در باغی که هر زاغی نغمهای زیبا میخواند، بلبل بهتر است که از آواز خواندن صرفنظر کند.
هوش مصنوعی: در روز روشن، آینه حقیقت را نشان میدهد و هیچ عیبی در هنر نیست. تنها کسی که در شب سرگرمی میکند، مشکل دارد. این به این معناست که در شرایط روشنایی و حقیقت، هنر خود را نشان میدهد، اما در تاریکی و عدم وضوح، عیوب و کمبودها نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگر تیر تو به هدف بخواهد برسد، پرندگان آسمان هم از فریاد دل من پرواز میکنند. هر بار که دل من را با تیر عشق هدف قرار میدهی، این شور و شوق به وجود میآید.
هوش مصنوعی: در روزی که مانند باد پرواز کنم، شوق و هیجانم مانند ماه نو خواهد بود و هر بال من را به اوج خواهش و آرزو میبرد.
هوش مصنوعی: آیا کسی از آسمان به وجود آوردن را میداند؟ به راستی، فردی پاک و سالم که شب و روز برآشفتگیاش را میسازد، چنین امری را نمیتواند انجام دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون سر زلف سیه پوشت سراندازی کند
جانم اندر خلوت دل خرقه پردازی کند
شمع داند حال سرمستان بزم خاص را
کو هم اندر آتش سودا به سر بازی کند
زاهد اندر مجلس عشاق ره یابد اگر
[...]
با قدت آخر چرا سروی سرافرازی کند
از چه رو آخر صبا با زلف او بازی کند
سرو را کی می رسد دعوی بالا با قدت
پیش بالای تو میراد از چه او بازی کند
چون صبا در زلف تو پیچد پریشان بینمش
[...]
باز شاهین امیدم اوج پروازی کند
لیک شوقم در هوای وصل شهبازی کند
تا نشانی هست در راه، از سم گلگون فیض
بانگ بر شبدیز جان زن که سبکبازی کند
با هوسناکان نفاق آمیز دارم صحبتی
[...]
هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند
خانه اش سازست چون جان خانه پردازی کند
همچو اخگر زود خاکسترنشین خواهد شدن
هر سبک مغزی که چون آتش سرافرازی کند
هر که خواهد بر سر زانوی خوبان جای خود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.