در قفس از هر نسیمی عیش گلشن میکنم
چشم یعقوبم، چراغ از باد روشن میکنم
تنگ میآید به چشم من فضای روزگار
بر جهان گویی نگاه از چشم سوزن میکنم
رفته از آشفتگی فکر لباس از خاطرم
اشک در چشمم چو آید، یاد دامن میکنم
بیستون را برگرفتن آن قدرها کار نیست
کوهکن زین کار اگر عاجز شود، من میکنم
از محبت دوست کردم دشمن خود را، که من
سنگ را از چرب نرمی موم روغن میکنم
گوهر و لعلی که شاهان زیب افسر کردهاند
گر بود در دست من، سنگ فلاخن میکنم
داغ عشق خوبرویانم، حذر از من سلیم
میگریزد راحت از جایی که مسکن میکنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده شاعر است. او در اول شعر از محدودیتها و مشکلات زندگی خود حرف میزند و این که در قفس به سر میبرد، اما با وجود این، از هر نسیم و شرایطی لذت میبرد. شاعر با تشبیه چشمش به چراغ، تلاش میکند تا روشنایی و امید را در زندگی برقرار کند.
او به تنگای روزگار اشاره میکند و بیان میدارد که افکارش به شدت آشفته شده است. در ادامه، شاعر از عشق و دوستی صحبت میکند و میگوید که حتی اگر به دشمانش محبت کند، میتواند آنها را نرم و قابل تحمل کند.
شاعر به قدرت ذاتی خود اشاره میکند و میگوید که اگر او در دستش گوهر و جواهر باشد، میتواند آن را به سنگ تبدیل کند و نشاندهنده این است که ارزش واقعی را درک میکند. در نهایت، از داغ عشق و فرار از آن سخن میگوید، نشاندهنده آن است که عشق برای او با درد و رنج همراه است و او میخواهد از آن دوری کند.
هوش مصنوعی: در زندان هم با هر نسیم، لذت زندگی را تجربه میکنم. مانند یعقوب، با یاد و امید، روشنی را از باد میگیرم.
هوش مصنوعی: چشم من از فضای روزگار به تنگ آمده است، انگار که به دنیا از ته یک سوزن نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: از شدت فکر و آشفتگی، دیگر نمیتوانم به یاد لباسهایم بیفتم. وقتی اشک در چشمانم میآید، آن لحظه است که به یاد دامنم میافتم.
هوش مصنوعی: بالا بردن و جابهجا کردن صخرههای بیستون کار چندان سختی نیست. اگر کسی که در کوهنوردی تخصص دارد، از این کار ناتوان شود، من خودم میتوانم این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: از عشق و محبت به دوستان، حتی دشمن خود را هم دوست میدارم، چون من میتوانم با نرمی و لطافت، چیز سختی مانند سنگ را به حالت مطلوبی درآورم.
هوش مصنوعی: اگر جواهر و لعلهایی که پادشاهان به عنوان زیور به کار میبرند، در دست من بود، من آنها را به سنگ فلاخن تبدیل میکردم.
هوش مصنوعی: درد عشق زیبایانی که دوستشان دارم، مرا از دیگران دور میکند و مثل اینکه از مکانی که زندگی میکنم، راحت میگریزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون شرار کاغذ امشب عیش خرمن میکنم
میزنم آتش به خویش وگل به دامن میکنم
محرم ناموس دردمگریهام بیکار نیست
تا نمیرد این چراغ امداد روغن میکنم
قطرهام عمریست دریا در بغل خوابیده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.