گنجور

 
سلیم تهرانی

صفای گلشن کشمیر را تماشا کن

درین چمن من دلگیر را تماشا کن

ز شوق گلشن ایران، به هند در قفسم

اجازتم ده و شبگیر را تماشا کن

به جرم یک نگه از آتش فراقم سوخت

قصاص عاشق و تقصیر را تماشا کن

فلک چو شعله گرفتار دود آه من است

کمند بنگر و نخجیر را تماشا کن

قد خمیده چه نقصان به طبع راست دهد

مبین به سوی کمان، تیر را تماشا کن

چو آب و آینه در دیر، ساده لوحانند

برو به صومعه، تزویر را تماشا کن

جنون رواج دگر یافت در زمانه ی ما

صفای کوچه ی زنجیر را تماشا کن

کمان ابروی او را کشیدن آسان نیست

خیال خامه ی تصویر را تماشا کن

بود دلیل شهادت، خیال وصل بتان

به خواب بنگر و تعبیر را تماشا کن

جهان به جنگ فکنده ست تاجداران را

خروس بازی این پیر را تماشا کن!

سلیم خواهی اگر سرنوشت ما دانی

سواد جوهر شمشیر را تماشا کن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن

دلی ز سنگ کن این شیر را تماشا کن

به انتظار اجل عمر را تباه مکن

بغل گشایی شمشیر را تماشا کن

ترا که چشم ز خوبان به حسن معنی نیست

[...]

فیض کاشانی

بیا بمیکده تأثیر را تماشا کن

جوانی خرد پیر را تماشا کن

مس وجود تو تا عاقلی نگردد زر

بعشق دل ده و اکسیر را تماشا کن

نه سوی بینی و نه مایه تا بخود نگری

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه