نوبهار است و جنونم سوی هامون میکشد
شور رسوایی مرا بر روی مجنون میکشد
زین بیابان، باد دایم کشته بیرون میکشد
زاغ همچون خامهٔ نقاش، مجنون میکشد
بس که گرد غم به خاطر دارم از دور جهان
اشک چون مور از دل من خاک بیرون میکشد
از ترازو حال ما را میتوان معلوم کرد
در جهان هرجا که باری هست، موزون میکشد
باخبر گردد گر از ذوق نوای بیدلان
پنبه را گوش تو همچون داغ در خون میکشد
سرو اگر همچون تذروش بر سر خود جا دهد
خاطر لیلی به پای بید مجنون میکشد
صد نزاکت میکند در شربت کوثر سلیم
جام می اما به دستش ده، ببین چون میکشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به حال و هوای خود در فصل نوبهار و احساسات شدیدش اشاره میکند. او از شور و شوقی حرف میزند که او را به سمت هامون میبرد و حس رسوایی و غم را در خود احساس میکند. بیابان، سمبل تنهایی و دوری است که او را تحت تاثیر قرار میدهد و در دلش غم و اندوهی عمیق وجود دارد. شاعر همچنین به تاثیرات محیط و طبیعت بر روحیهاش اشاره کرده و میگوید که با هر بار سنگینی که در زندگی دارد، توازن او به هم میخورد. در نهایت، احساسات عشق و دلتنگی نیز در اشعارش نمود پیدا میکند و نشاندهندهی ارتباط عمیقش با معشوقش است.
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و من در حالتی دیوانهوار به سوی هامون کشیده میشوم؛ این حالت شوق و بیتابی، مرا به جلو میبرد و حس رسواییام را نیز به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: در این بیابان، باد همواره مردگان را بیرون میآورد، مانند اینکه زاغی با قلم نقاشی، مجنون را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من از شدت غم و اندوهی که در دل دارم، اشکهایم مانند مور از چشمانم بیرون میریزند و بهنوعی دل من را مانند خاکی که زیر فشار است، میفشارد.
هوش مصنوعی: از ترازوی زندگی میتوان حال ما را فهمید؛ در هر کجا که باری وجود داشته باشد، همه چیز به تعادل میرسد.
هوش مصنوعی: اگر بیدلان از لذت صدای خوش باخبر شوند، گوش تو مانند شعلهای بر روی پنبه، داغ و عاطفی میشود.
هوش مصنوعی: اگر سروی مانند درخت مویی بر سر خود سایه افکند، دل لیلی به پای بید مجنون خواهد کشید.
هوش مصنوعی: شخصی که در نوشیدن شربت کوثر بسیار ادب و نزاکت به خرج میدهد و با مهارت خاصی جام را مینوشد، وقتی که به او جامی بیاوری و او ببیند میتواند آن را بنوشد، به طرز جالبی آن را میکشد و از لذت آن بهرهمند میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رخت هستی دل سوی آن جامه گلگون می کشد
بخت یاری می نماید یا مرا خون می کشد
بنگر از خورشید عالمتاب عاشق پروری
چشم واناکرده شبنم را به گردون می کشد
حسن را گر سد ره نبود نگهبان حیا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.