خدایا چون مرا در عاشقی ارشاد میدادی
چه میشد اندکم گر بیوفایی یاد میدادی
به کارم این گره چون میزدی، ای کاش همچون تیر
سرانگشت مرا هم ناخن فولاد میدادی
به هنگام رهایی، عذر بیتابی بخواه ای دل
که گاهی با صفیری زحمت صیاد میدادی
به تکلیفم اگر سوی چمن میبردی ای همدم
مرا از ضعف همچون بوی گل بر باد میدادی
زمین گیری سلیم از ضعف پیری، یاد ایامی
که جست و خیز در صحرا به آهو یاد میدادی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که در عشق به او راهنمایی کند و به او یاد بدهد چگونه با وفا باشد. او آرزو دارد که ای کاش در زمانهای سخت، خداوند به او نیرویی مانند تیر میداد تا بتواند بر مشکلات غلبه کند. همچنین شاعر از دل خود میخواهد که در زمان رهایی، عذری برای بیتابیاش بخواهد و از خدا میخواهد که او را به چمنزارها ببرد و از ضعف و ناتوانی دور کند. در پایان، شاعر به یاد روزهای جوانی و سرزندگیاش اشاره میکند و از ضعف و پیری گله میکند.
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر در عشق به من راهنمایی میکردی، آیا این خوب نبود که کمی به من یاد میدادی که بیوفایی چه معنا دارد؟
هوش مصنوعی: ای کاش وقتی که این گره را به کارم میزدی، مثل تیر، به سرانگشت من هم قدرت و استحکام میدادی.
هوش مصنوعی: وقتی که لحظه آزادی از راه میرسد، ای دل فرصت را غنیمت شمار و به خاطر بیتابیهایت عذرخواهی کن، زیرا گاهی اوقات خودت باعث زحمت دیگران میشدی.
هوش مصنوعی: اگر همصحبت من بودی و مرا به سوی باغ میبردی، مانند بوی گل که در باد میریزد، از ضعف خودم خلاصی پیدا میکردم.
هوش مصنوعی: سلیم به خاطر ضعف پیری، دیگر نمیتواند مانند گذشته در صحرا بجهد و آن روزها را به یاد میآورد که چطور به آهوها جهش و دویدن را یاد میداد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.