دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
بلندانداز باشد، گرچه دست کوتهی دارد
زلیخا بست راه مصر را، اما نمی داند
به کنعان یوسف از هر تار پیراهن رهی دارد
اگر حسرت برد صید حرم از رشک، می شاید
بر آن بسمل که همچون کوی او قربانگهی دارد
ز باد احوال یوسف من خود ای یعقوب نشنیدم
ولی دانم که بلبل در گلستان چهچهی دارد
سلیم آهم دلیل ترکتاز عشق او باشد
غبار این بیابان مژده از خیال شهی دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساساتی عمیق و دور از دسترس خود اشاره میکند. او دلش را مانند دام میبیند که در پی عشقی دست نیافتنی است. به زلیخا و یوسف در داستان قرآن اشاره میکند و میگوید که راه رسیدن به عشق مانند تار پیراهن یوسف است، سخت و دشوار. او حسرتها و غمهای ناشی از این عشق را با بلبل و گلستان توصیف میکند و در انتها، آوای خود را به عنوان نشانی از درد عشق و آرزوی رسیدن به معشوق تصور میکند.
هوش مصنوعی: دل من مانند هالهای است که در پی شکار ماه است، هرچند که دستم کوتاه و ناتوان باشد.
هوش مصنوعی: زلیخا درها را به روی مصر بسته است، اما نمیداند که یوسف از هر نخ پیراهنش راهی به کنعان دارد.
هوش مصنوعی: اگر حسرت کشتن را داشته باشید، باید بدانید که مانند کسی که در کوی معشوق قربانی میشود، این حسرت همیشه وجود خواهد داشت.
هوش مصنوعی: من از وضعیت یوسف خود خبری ندارم، ای یعقوب، ولی میدانم که بلبل در گلستان چطور آواز میخواند.
هوش مصنوعی: نفس عمیق و آرام من نشانهی عشق اوست و غبار این بیابان نوید بخش خیال زیبای محبوبی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی را دوست می دارم که چون من سد رهی دارد
ندانم تا ز حالِ من کم و بیش آگهی دارد
گرم سر می رود نتوانم از کویش گذر کردن
خداوندست و بر جان و دلم فرمان دهی دارد
خیالِ محض بین باری کزو وصلی طمع دارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.