بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
شام چون شمع مرا صبح قیامت باشد
دل که بی شور جنون است درو ذوقی نیست
در کبابی که نمک نیست چه لذت باشد
دل اگر همره یار است، خدا یارش باد
سر اگر در قدم اوست، سلامت باشد
دارد اسباب طرب در شب نوروز شگون
شیشه ای کو، همه گر شیشه ی ساعت باشد!
عاشق از کشته شدن معتمد راز شود
خاتم عشق در انگشت شهادت باشد
ملک یونان نبود همچو خرابات، سلیم
تا سبوی می او از گل حکمت باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس سوگواری و فقدان است. شاعر احساس میکند بدون معشوق، هیچ لذتی از زندگی و راحتی نمیبرد و شب و روزش بیفایده میگذرد. دل او بدون شور و جنون عاشقانه، به بیخودی میماند و همانند غذایی، بینمک و بیطعم است. او آرزومند است که اگر دل با یار باشد، سلامت و خوشبختی به همراه خواهد داشت. همچنین به جنبههایی از عشق و زیبایی زندگی اشاره میکند و میگوید که حتی در روزهای خوش، اگر قلبش با یار نباشد، هیچ شادی واقعی ندارد. در نهایت، شاعر به مقایسه خرابات سلیم (مکان عشق) با ملک یونان میپردازد و میگوید که در این مکان، حکمت و عشق نقش مهمی دارند.
هوش مصنوعی: بدون تو، هیچ لذتی از آرامش و آسایش ندارم. شب برایم مثل شمعی است که در حال خاموش شدن است و صبح برایم مانند قیامت خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل اگر در شور و شوق نباشد، بیتردید هیچ حالی ندارد. مانند کبابی که نمک نداشته باشد، از آن لذت و طعمی نمیتوان برد.
هوش مصنوعی: اگر دل همراه یار باشد، خداوند او را پشتیبانی کند و اگر سر در سایه اوست، امیدوارم همیشه در امنیت و سلامتی بماند.
هوش مصنوعی: در شب عید نوروز، همه چیز برای خوشحالی و جشن آماده است. حتی اگر شیشه ساعت هم باشد، باز هم نشانهای از شگون و خوشی وجود دارد.
هوش مصنوعی: عاشق وقتی به عشق واقعی میرسد، به راحتی پذیرای سرنوشت خود میشود و نشان عشق او مانند انگشتری است که گواهی بر فداکاری و شهادت اوست.
هوش مصنوعی: ملک یونان به اندازهی خرابات خالی از وجود نیست، انسانهای پاکی که مانند سبوی شرابشان از علم و حکمت پر شده باشند، در آن جا وجود دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من و مسجد همه دانند که تهمت باشد
کار هر طایفه باید که به نسبت باشد
من گدایم، به عبادت نخرم باغ بهشت
در عطائی که بها رفت چه منت باشد
زهد کی کردم و چون رفت، بر این نیست گواه
[...]
شمع با مضطرب از دست حمایت باشد
مرگ بهتر ز حیاتی که به منت باشد
ثمر از بید و گل از شوره زمین می چیند
از تماشا نظر آن را که به عبرت باشد
خاک را چاشنی شهد مصفا دادن
[...]
عشق بازان سخن حق همه جا میگویند
از که ترسند سردار سلامت باشد
کتبش یکسره قانون موقت باشد
لوح سوراخش دروازه دولت باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.