به ناله فاش مکن راز دل ز غمازی
چو عندلیب نه ای، بگذر از نواسازی
بگو چو آینه در روی، هرچه می بینی
چو بوی مشک مکن در لباس غمازی
فریب حسن بتی را مخور که خوبی او
به بال زلف نماید بلندپروازی
خوش آن حریف که همچون پیاله ی چینی
گهی شراب دهد، گه کند خوش آوازی
به خود چو موی میانت ز رشک می پیچم
چو شانه با سر زلفت کند زبان بازی
سلیم معتقد نظم خواجه حافظ باش
که نشأه بیش بود با شراب شیرازی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت پنهان نگه داشتن رازها و دلمشغولیها اشاره میکند و از شخصی که مانند بلبل نمیتواند به نغمهسرایی بپردازد، میخواهد که از گلهوتندی بپرهیزد. او به زیبایی آینهوار اشاره میکند و از خدعههای ظاهری و فریبندگی شگفتانگیز عشق و زیبایی هشدار میدهد. همچنین، شاعر بر لذت دوستی و زیبایی زندگی تأکید میکند و به نوشیدن شراب شیراز دعوت میکند و از توجه به زیباییهای ظاهری و نقش آن در زندگی میگوید. در نهایت، او به پیروی از حکمت و نظم حافظ توصیه میکند که تجربههای ناب را در زندگی در اولویت قرار دهیم.
هوش مصنوعی: راز دل خود را با ناله بیان نکن، زیرا مانند بلبل نیستی که غم خود را با نغمهسرایی آشکار کند. بهتر است از این موضوع بگذری و سعی کنی به زندگی ادامه دهی.
هوش مصنوعی: بگو، همانطور که آینه روشن است و همه چیز را نشان میدهد، هر چیزی که میبینی را به راحتی بیان نکن و به دیگران گزارش نده. مانند بوی خوش مشک نباش که در لباس و ظاهر خود پنهان میشود.
هوش مصنوعی: به فریب زیبایی معشوقهای توجه نکن، زیرا زیبایی او تنها به خاطر جلوه زلفهایش است که تو را به آرزوهای دور و بلند میکشاند.
هوش مصنوعی: دوستی که مانند یک پیاله چینی است، همواره با خوشی و زیبایی همراه است؛ گاهی شراب لذتبخش میدهد و گاهی هم با آواز دلانگیز روح آدمی را شاد میکند.
هوش مصنوعی: وقتی به خودم مینگرم، موهایم به خاطر حسادت به تو در هم میپیچند، مانند شانهای که با تارهای زلفت بازی میکند.
هوش مصنوعی: به سادگی میتوان گفت که به درستی به نظم و دیوان حافظ اعتماد کن، زیرا لذت و شادی که از می و شراب شیرازی به دست میآید، بسیار بیشتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زهی ! جمال تو بر ماه کرده طنازی
سزاست بر سر خوبان تو را سرافرازی
به چشم طنز کنی گر کنی به ماه نظر
بدان جمال تو را هست جای طنازی
به دست قهر ز لشکر گه جمال همی
[...]
چو تیر غمزه بناز و کرشمه اندازی
نشانه از دل مسکین من کن ای غازی
نخست با تو بالبازی اندر آمده ام
چو دل نماند تن در دهم بجانبازی
مرا چو جان بباری شد است قربانت
[...]
سریر سلطنت اکنون کند سرافرازی
که سایه بر سرش افکند خسرو غازی
فلک کلاه غرور این زمان ز سر بنهد
که هست افسر شه بر سر سرافرازی
خطاب خسرو انجم کنون بگردانند
[...]
چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
بگو نظارگیان را صلای جانبازی
ز روی خوب نقاب آنگهی براندازی
که جان جمله جهان ز انتظار بگدازی
نقاب روی تو، جانا، منم که چون گویم:
[...]
اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی
کنند در قدمت عاشقان سراندازی
اگر به رقص درآیی تو سرو سیم اندام
نظاره کن که چه مستی کنند و جانبازی
تو با چنین قد و بالا و صورت زیبا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.