خویش را بر محرمان آن بت چین بستهایم
بلبلیم و بال بر دامان گلچین بستهایم
محفل روشندلان را با چراغان کار نیست
خانه را از خویش چون آیینه آیین بستهایم
خاتم جمشید کز دست جهان گم گشته بود
ما گدایان بند از او بر کاسه چوبین بستهایم
پای نتوانیم ازین وحدتسرا بیرون نهاد
ما حنا بر پای خود در خانهٔ زین بستهایم
مطلب ما زین غزلگوییست ذوق خود سلیم
ورنه زین ناقصحریفان، چشم تحسین بستهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات و تجربیات خود میپردازد. او به تعلق خود به گروهی خاص اشاره میکند و میگوید که محبت و ارتباط با عزیزانش را در دل دارد. او برگزاری محفلها و شادیهای ظاهری را بیفایده میداند و بر این باور است که خانهاش باید مانند آینهای از خود او باشد. همچنین اشاره به گم شدن گوهر و دانشی همچون خاتم جمشید دارد و از وابستگیاش به آن خبر میدهد. در نهایت، شاعر بر اهمیت ذوق و سلیقهاش در غزلسرایی تأکید میکند و به ناکافی بودن برخی از رقبای خود در این زمینه اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر محبت و ارتباط خود با دوستان نزدیک، دلمان را خوش کردهایم و احساس ما مانند پرندهای است که بر گلی نشسته و بالهایش را باز کرده است.
هوش مصنوعی: محل نشستن روشنفکران نیازی به چراغ و نور ندارد، چرا که ما خانهمان را مانند آینه با درون خودمان تزئین کردهایم.
هوش مصنوعی: خاتم جمشید که در دنیای هستی گم شده، ما گدایان در حال حاضر از آن یاد میکنیم و به خاطر آن، کاسهای چوبی را به دست گرفتهایم.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم از این مکان پر از وحدت خارج شویم. ما پای خود را چون حنا بستهایم و در خانهای از زیبایی حضور داریم.
هوش مصنوعی: موضوع صحبت ما در این غزلگویی، ذوق و سلیقه خود ماست. در غیر این صورت، به خاطر نواقص و کمبودهای رقبایمان، نمیتوانیم به آنها نگاه تحسینآمیز داشته باشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.