ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
همچو سایه فرش راهت سبزپوشان بهار
غارتی از حسن او آمد گلستان را که نیست
برگ سبزی در بساط گلفروشان بهار
ناله ای از آشیان بلبل ما برنخاست
همچو مرغ بیضه از شرم خموشان بهار
عیب گلشن بر کسی ظاهر نمی گردد که هست
گرد کوی او یکی از پرده پوشان بهار
شور در عالم سلیم افکنده موج گریه ام
نیست همچون اشک من سیل خروشان بهار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و دلربایی معشوق خود اشاره میکند و او را به عنوان سرمایهی بهاروندان توصیف میکند. او از غارت زیبایی معشوق در گلستانها سخن میگوید و نالههای بلبلان را به خاطر شرم و سکوت بهار میبیند. شاعر تأکید میکند که هیچ کس عیوب گلشن را نمیبیند و پردهپوشان بهار طراوت آن را حفظ میکنند. در نهایت، او از اشکها و دردهای خود مینالد و آن را مانند سیل خروشان بهار میداند.
هوش مصنوعی: ای نوشته تو همچون گنجی برای فروشندگان خوشبو است و بهار در کنار تو مانند سایهای با لباس سبز، بر راهت گسترده شده است.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت او چنان تاثیری داشته که بازار بهار را از رونق انداخته و گلفروشان دیگر حتی برگی سبز برای عرضه ندارند.
هوش مصنوعی: در خانه بلبل، نالهای به گوش نمیرسد، مانند پرندهای که از شرم و خاموشی بهار، صدایش را درنمیآورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در اطراف گلشن و زیباییهایش نباشد، عیب و نقصهای آن به چشم نمیآید. فقط کسانی که در کنار زیباییهای بهار قرار دارند و به لطف و صفای آن آگاه هستند، میتوانند از آن لذت ببرند و احساس کنند.
هوش مصنوعی: در دنیای پاک و باصفا، احساسات عمیق من شوری به وجود آورده است. گریه من تنها نشانی از این شور نیست، بلکه مانند سیلابی پرخروش در بهار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.