مرا کی از سبوی می گزیر است
که در روز خمارم دستگیر است
به نامه چون نویسم راز دل را
حدیثم شعله و کاغذ حریر است
دل دیوانه ای در بند دارم
نفس در سینه ام زنجیر شیر است
ز سودای دلم او را زیان نیست
ندانم از چه زلفش شانه گیر است
غنی خوشدل شود از مرگ محتاج
چو میرد تشنه ای، عید غدیر است
سلیم انفاس او تأثیر دارد
نسیم صبح، فرزند دو پیر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و درونی خود میگوید. او از مینوشی میگوید که در روزهای سخت به او آرامش میدهد و در عین حال میخواهد راز دلش را در نامهای به تصویر بکشد. دل او در عشق گرفتار است و نفسش به زنجیری تشبیه شده که او را محدود کرده است. او به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و به نظر میرسد که هیچ ضرری از عشقش متوجه محبوب نیست. نیز به مرگ و دلتنگی اشاره میکند و نشان میدهد که گاهی حتی در مرگ، زندگی و شادی وجود دارد. در نهایت، او به تأثیر مثبت او بر زندگیاش اشاره میکند و به نسیم صبحی که به او طراوت میبخشد، توجه میکند.
هوش مصنوعی: من هرگز از نوشیدنی خود دور نمیشوم، چرا که در روزهایی که حال خوبی ندارم، همین جرعهها به دادم میرسند.
هوش مصنوعی: وقتی میخواهم احساسات و رازهای دلم را بنویسم، میتوانم آن را با کلماتی پرشور و زیبا بر روی کاغذی لطیف و گرانبها بیان کنم.
هوش مصنوعی: دل دیوانهای در اختیار دارم و نفس من مانند زنجیری قوی و محکم است.
هوش مصنوعی: از خیال و آرزوی دل من، او را آسیبی نمیرسد. نمیدانم چرا به زلف او دست میزنند و آن را شانه میکنند.
هوش مصنوعی: غنی (ثروتمند) به خاطر مرگ نیازمند خوشحال میشود، مثل اینکه وقتی یک فرد تشنه میمیرد، آن روز را روز شادی و عید میداند.
هوش مصنوعی: نفسهای پاک او بر نسیم صبح اثر میگذارد، او فرزند دو شخصیت بزرگ است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.