مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
فصل بهار توبه مکن، از خدا بترس!
ایام در شکستن دل ها بهانه جوست
داری چو گل به کف، ز خزان حنا بترس
در کار سعد و نحس غلط کرده روزگار
از جغد نیست تفرقه ای، از هما بترس
تا کی کنی شکایت او پیش مردمان
ای دیده آخر از نمک توتیا بترس
خوش غافلی ز آفت دور فلک سلیم
ای دانه چشم باز کن از آسیا بترس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف خطرات و چالشهای زندگی میپردازد. شاعر به فردی هشدار میدهد که از نا پژمردگی و فریبهای دنیا بترسد. او به بهار اشاره میکند و میگوید که نباید از خدا توبه کرد، زیرا روزگار پر از ناپایداری است. به دلهای شکسته و عواقب آن اشاره شده و فرد را دعوت به آگاهی و هوشیاری در برابر مشکلات میکند. در نهایت، شاعر به مخاطب میگوید که از غفلت دوری کند و از واقعیتهای تلخ زندگی آگاه باشد.
هوش مصنوعی: از شراب بگذر و به درون پاکان توجه کن. در فصل بهار توبه نکن، از خدا بترس!
هوش مصنوعی: روزها برای شکست قلبها بهانههایی میجویند؛ باید مراقب باشی، مثل گلی که در دست داری، از خزانی که رنگ حنا به خود گرفته بترس.
هوش مصنوعی: زندگی به دلیل دقت در تقدیر و سرنوشت، گاهی ما را به اشتباه میاندازد. در واقع، این اختلافات و غمها به علت نوعی بدی و شگفتی در خود زندگی است و نه به دلیل تلاشهای ما. باید از خوشیهای زیاد هم نترسید، زیرا ممکن است به بیاحتیاطی و مشکل منجر شود.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی از او شکایت کنی پیش مردم؟ ای چشم! مواظب باش که از نمک توتیا یعنی غفلت و بیتفاوتی آسیب نبینی.
هوش مصنوعی: مراقب باش که به راحتی از خطرات زندگی غافل نشوی. ای دانه، چشمانت را باز کن و از مشکلات زندگی که مانند آسیاب میتازند، بترس.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.