کی بود در چمن که سرودی نداشتیم
با عندلیب گفت و شنودی نداشتیم
ای عشق، سوختیم بساط طرب که تو
هر چه به ما نمونه (؟) نمودی نداشتیم
گردون کدام فتنه که با عاشقان نکرد
اینها گمان به خال کبودی نداشتیم
مردیم و آهی از دل بی کینه برنخاست
همچون چراغ آینه دودی نداشتیم
دایم سلیم بود قناعت طریق ما
هرگز نظر به صاحب جودی نداشتیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از فقدان لذتها و شادیها در زندگی صحبت میکند و با اندوه به یاد میآورد که در چمنزاری که باید سرود و شوق را تجربه میکردند، چنین حالتی را نداشتند. عشق و نگاه به زیباییها نتوانسته است آنها را خوشحال کند و شاعر به سرگردانی و رنج عاشقان اشاره دارد. او همچنین از قناعت و بیتوجهی به دنیا و ثروتهای مادی صحبت میکند و در نهایت به عمیقترین اندوه و بیاحساسیای که در دل دارند، اشاره می کند.
هوش مصنوعی: در باغ چه کسی بود که ما ترانهای نمیخواندیم؟ با بلبل گفتگو و شنیداری نداشتیم.
هوش مصنوعی: ای عشق، ما در آتش شوق سوختیم و هر چه که تو برای ما به نمایش گذاشتی، برای ما ارزشی نداشت.
هوش مصنوعی: آسمان کدام بلا را بر عاشقان نرشد؟ ما فکر نمیکردیم که به این درد دچار شویم.
هوش مصنوعی: ما در شرایط سخت و با درد و رنج فراوان زندگی کردیم، اما هیچ کینهای در دل نداشتیم. مانند چراغی که در تاریکی میدرخشد و هیچ دودی از آن برنخاست، ما هم تلاش کردیم در زندگیمان بدون ایجاد مشکل و دلخوری زندگی کنیم.
هوش مصنوعی: همیشه قناعت و رضایت خاطر مسیر زندگی ما بوده و هرگز به ثروتمندان و کسانی که سخاوتمند هستند نگاه نکردهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.